X
تبلیغات
بانک مقالات فارسی - ورزش بانوان

بانک مقالات فارسی

بانک مقالات شیمی/فیزیک/تاریخی/دانشمندان/روانشناسی

ورزش بانوان

ورزش بانوان:

با توجه به ديدگاههاي اسلام در خصوص نحوه حضور زنان در ميادين ورزشي و ضوابط شرعي و ارزشهاي ديني، امکان شرکت و حضور گسترده زنان در ميادين ورزش بين المللي با توجه به وضعيتي که اينک ورزش بانوان در دنيا دارد، وجود نداشته است.

ورزش بانوان در گذشته:

براي ورزش بانوان در دوران باستان، تاريخ مشخصي نمي توان يافت و ظاهرا چيزي به نام ورزش بانوان موجود نبوده است. در يونان باستان که ورزش به عنوان آيين و رسم مذهبي و اجتماعي در بين مردم رواج داشت و براي نخستين بار هر چهار سال يک بار مسابقات ورزشي به نام المپيک برگزار مي شد، زنان در اين عرصه حتي براي ديدن مسابقات، ممنوعيت داشتند. نظام برده داري و سيستم طبقاتي در دوره پيشين تنها به زنان اشراف اين امتياز را مي داد که در مراسم ورزشي براي تماشا يا انجام مسابقات شرکت کنند و زنان طبقات پايين از اين حق محروم بودند. با رشد نظام برده داري و تغييرات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، موقعيت زنان در تمام صحنه ها و از جمله ورزش تغيير کرد. نخستين زني که سنتهاي دوران برده داري را در يونان باستان در هم شکست، زني به نام «هيپوهريا» بود که مسابقاتي با عنوان «هريا» بدون حضور مردان انجام داد که در آن مسابقات جوايزي از تاج گل و شاخه هاي زيتون که مظهري از خدايان يونان بود، به برندگان داده مي شد. با آغاز قرن بيستم و با تشکيل نخستين مسابقات المپيک نوين، زنان هم در اين مسابقات شرکت يافتند. در اولين المپيکي که در عصر جديد برگزار شد، تعداد قليلي زن شرکت کردند اما سال به سال تعداد زناني که در اين مسابقات شرکت مي کردند، افزايش يافت. به عنوان مثال در سال 1279 (1900 ميلادي) در المپيک پاريس، تعداد زنان شرکت کننده 6 نفر بودند ولي در المپيک سئول 1367 اين تعداد به 2470 نفر زن از 119 کشور رسيد و اين رقم در المپيک بارسلون 1371 نيز افزايش يافت.

ورزش بانوان دردنياي امروز:

امروز زنان جامعه ما در سطوح مختلف و مشاغل گوناگون انجام وظيفه مي کنند و اين مسؤوليت را به عنوان يک وظيفه ديني، اجتماعي و انساني خود به شمار مي آورند. به علاوه بانوان وظيفه بارداري و تولد نوزاد سالم را نيز دارند که مسؤوليت اجتماعي و انساني آنها را حساس تر مي سازد. بنابراين هيچ توجيهي وجود ندارد که صرفا به دليل جنسيت، زنان از ورزشهاي مختلف منع شوند.

ورزش بانوان در ايران:

در تحقيقي که در سال 1370 از سوي اداره کل تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش انجام شد، مشخص گرديد آمادگي قلبي، تنفسي که از مهمترين قابليتها در حفظ و ايجاد سلامتي به شمار مي رود در دختران با افزايش سن کاهش مي يابد؛ به طوري که توانايي يک دختر هفده ساله از يک دختر نه ساله ضعيف تر است. در صورتي که اين قابليت در پسران با افزايش سن بهبود مي يابد و سير صعودي دارد. نتايج اين تحقيق نشان داد که عامل رشد اثرات مثبت بر عملکرد پسران دارد و فعاليتهاي بدني پسران هماهنگ با رشد و آمادگي قلبي، تنفسي آنان است. اما در دختران بر خلاف انتظار آمادگي قلبي، تنفسي با رسيدن به سن بلوغ آنها و بعد از آن کاهش مي يابد و فعاليتهاي بدني آنان هماهنگ با رشد و در جهت بهبود آمادگي قلبي، تنفسي دختران نيست. از نظر سطح توانايي در اين قابليت، دختران اختلاف چشمگيري با يکديگر دارند و فاصله بين دختران با توانايي بالا و دختران ضعيف بسيار زياد است و اين تفاوت فاحش نشان مي دهد که تنها عده معدودي از دختران به طور مرتب و منظم ورزش مي کنند. در حالي که عده کثيري از دختران از انجام هر گونه فعاليت ورزشي به دور هستند. بدون شک برگزاري مسابقات مخصوص بانوان باعث مي شود تا تنها عده معدودي از دختران بتوانند در فعاليتهاي ورزشي شرکت کنند و جمع کثيري از آنان به دليل محدوديتهايي که وجود دارد، از پرداختن به ورزش محروم بمانند.

ورزش بانوان بعد از بيستمين سال پيروزي انقلاب اسلامي:

ضمن اينکه در داخل کشور نيز با کمبود سالنهاي ورزشي مخصوص زنان و حتي در مواردي با نبود امکانات مواجه بوديم.

فعاليتهاي ورزشي زنان در چارچوب جديد و مطابق مقررات و قوانين اسلامي از سال1360  در قالب اداره کل آغاز شد.

در سال 1373، 116 هزار و 578 نفر از ورزشکاران زن در سنين مختلف از تأسيسات ورزشي بخشهاي دولتي و خصوصي استفاده مي کردند.

هر چند که اين تعداد در مقايسه با خيل عظيم زنان رقم بسيار ناچيزي را تشکيل مي دهد اما اختصاص برخي از پارکهاي تهران و ساير شهرستانها به ورزش صبحگاهي زنان، نقش مؤثري در عمومي کردن ورزش در بين بانوان ايفا کرده است.

در اين سال بر اساس آمارهاي مرکز آمار، 1664 مربي و 616 داور زن در رشته هاي مختلف ورزشي فعال بودند.

تعداد ورزشکاران زن در گروههاي مختلف سني، بالغ بر 116 هزار و پانصد و هفتاد و هشت نفر مي باشد.

ورزشکاران واليبال، شنا و شيرجه، بسکتبال و ژيمناستيک بيشترين تعداد ورزشکار زن را به خود جذب کرده است.

در بين ورزشها، بيسبال، اسکواش، بولينگ و گلف کمترين تعداد ورزشکار را داشته اند.

وجود امکانات، سالنهاي ورزشي، مربيان و عوامل مختلف فرهنگي ـ اجتماعي در استقبال از ورزشها مؤثر است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران براي اولين بار با اعزام تيرانداز زن در بازيهاي المپيک شرکت نمود. هرچند که امکان به دست آوردن رکوردي ميسر نگرديد، اما حضور زن ايراني، در ميادين ورزشي بين المللي از سوي صاحبنظران ورزشي به عنوان گام بلندي در امر ورزش بانوان تلقي گرديد.

اهميت ورزش بانوان:

ورزش بانوان از اهميت خاصي برخوردار است. چراکه علاوه بر وجوه اشتراک آن با ورزش آقايان و تاثير مشترکي که بر سلامت و نشاط در هر دو جنس زن و مرد دارد، با توجه به اوامر و نواهي دين، حدود و ضوابطي براي آن تعيين شده است.

لذا با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري ضرورت بازنگري جدي در امر ورزش بانوان بيش از پيش احساس مي شود. فقه پوياي اسلام بايدپاسخگوي احکام و شبهات به روز در اين حوزه باشد. و از سوي ديگر اهتمام جدي در اجراي احکام از بديهي ترين وظايف مسئولين مربوطه مي باشد.

پس از انقلاب شکوهمند ايران و با حاکميت اصول اسلامي بر اجتماع، شوراي ورزش بانوان، امور ورزشي بانوان را عهده دار شد. در اسفندماه ۱۳۶۰ با تاسيس مديريت امور ورزش بانوان، زمينه اي براي سامان بخشي و گسترش ورزش بانوان فراهم شد. ارتقاء اين تشکيلات تا سطح معاونت سازمان تربيت بدني و تشکيل انجمن هاي مختلف ورزشي راه را براي توسعه ورزش بانوان هموار ساخت. در سال۱۳۷۰ حرکتي تازه در ورزش زنان مسلمان در ايران به وقوع پيوست. و آن امکان حضور زنان در مسابقات ورزشي بود. با تصويب اساسنامه اي در بهمن ماه۷۱ اولين دوره مسابقات بانوان کشورهاي اسلامي در رشته هاي بدمينتون، واليبال، بسکتبال، هندبال، تنيس روي ميز، تيراندازي، شنا، دو ميداني برگزار شد.

بررسي ميزان رشد ورزش بانوان در عرصه هاي داخلي و خارجي هرچند گواه پيشرفت ورزش بانوان ايراني است اما نمي توان اين واقعيت را ناديده گرفت که در مقايسه با ورزش آقايان به دليل محدوديت هاي اجتماعي و ديگر عوامل از رشد مطلوبي برخوردار نيست. به طوري که با توجه به برابري تقريبي تعداد زنان و مردان در جامعه کنوني، مردان ۸/۶ برابر بيشتر از زنان ورزش مي‏کنند.

حتي در مسابقات مخصوص بانوان تنها عده معدودي از دختران مي توانند در فعاليت هاي ورزشي شرکت کنند و جمع کثيري از آنان به دليل محدوديت هايي که وجود دارد، از پرداختن به ورزش محروم مي مانند. عوامل اجتماعي تاثير قابل ملاحظه اي بر قابليت هاي ورزش بانوان ايراني دارد. با توجه به احکام شرعي و تعبد اخلاقي و ديني خانواده ها دختران بعد از دوران کودکي نمي توانند در هر مکاني به ورزش بپردازند. در نتيجه فقر حرکتي در آنان ايجاد شده و باعث نزول عملکرد آنان در اثر کاهش قواي جسمي مي‏شود. بديهي است منع بانوان از ورزش مختلط، بايستي همراه با ايجاد فضا و برنامه ريزي لازم براي جداسازي و تفکيک جنسيتي اماکن ورزشي باشد. اين در حالي است که تعداد چنين اماکن ورزشي براي بانوان به نسبت جمعيتي بسيار محدود است.

نتايج تحقيقات نشان مي دهد که دختران در سنين قبل از ازدواج کمتر به باشگاه هاي ورزشي روي مي‏آورند ولي پس از ازدواج اين امکان را پيدا مي‏کنند که بيشتر در باشگاه هاي ورزشي به فعاليت بدني بپردازند. در خصوص پسران اين نتايج کاملاً برعکس است. پسران مجرد فرصت بيشتري براي ورزش کردن در باشگاه ها دارند، اما با تشکيل خانواده کمتر به اين مهم مي‏پردازند. عوامل فرهنگي و محدوديت هاي اجتماعي تأثيرات شگرفي در ورزش به جا گذاشته است. نتايج تحقيق نشان مي‏دهد که در مجموع مردان بيشتر از زنان به ورزش روي مي‏آورند.

خوشبختانه در سال هاي اخير توجه مسؤولان نظام بيش از گذشته به اين امر معطوف شده و بودجه‏هاي تخصيص يافته به يکباره افزايش چشمگيري داشته است. در نتيجه ساخت اماکن ورزشي مخصوص بانوان شتاب فزاينده‏اي گرفته و سالن هاي ورزشي موجود، زمان بيشتري را به بانوان اختصاص داده اند. اما هنوز راه درازي تا مقصد مطلوب درپيش داريم.

مقام معظم رهبري مي فرمايند: "زنان در محيط هاي سرپوشيده به ورزش بپردازند؛ اما چه لزومي دارد دختران ما در تمام مسابقات جهاني شرکت کنند؟! من نمي فهمم چرا؟ البته الان در اين زمينه نمي خواهم دستوري بدهم؛ اما بررسي شود. براي جاهاي مشخصي که هستند بفرستيد تا بررسي کنند که زنان در چه حدودي خوب است شرکت کنند؟"

ورزش بانوان قبل از هر چيز به فضاسازي نياز دارد و قبل از آن به فرهنگ سازي منطبق بر حدود ديني.

در حال حاضر ورزش بانوان در ايران به رغم درخشش هاي جهاني، با آسيب هايي مواجه است که توجه به آن ها رسالت اسلامي زنان محسوب مي شود.

+ نوشته شده در  89/12/01ساعت 11:3  توسط محسن  |