تخت جمشيد 2
تخت جمشيد:
پارسه يا تَختِ جَمشيد نام يکي از شهرهاي باستاني ايران است که ساليان سال پايتخت تشريفاتي امپراتوري ايران در زمان دودمان هخامنشيان بودهاست. باور تاريخدانان بر اين است که اسکندر مقدوني سردار يوناني در ۳۳۰ پيش از ميلاد، به ايران حمله کرد و پارسه را به آتش کشيد و احتمالا بخش عظيمي از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشي را با اينکار نابود نمود. با اينحال ويرانههاي اين مکان هنوز هم در مرودشت در نزديکي شيراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ويرانههاي آن نشانههاي آتش و هجوم را بر آن تاييد ميکنند.
اين مکان از سال ۱۹۷۹ يکي از آثار ثبت شدهٔ ايران در ميراث جهاني يونسکو است.
نام پارسه (تخت جمشيد):
نام تخت جمشيد در زمان ساخت «پارسَه» به معناي «شهر پارسيان» بود. يونانيان آن را پِرسپوليس (به يوناني يعني «پارسهشهر») خواندهاند. در فارسي معاصر اين بنا را تخت جمشيد يا قصر شاهي جمشيد پادشاه اسطورهاي ايران مينامند که در شاهنامه فردوسي نيز آمدهاست.
مکان و چگونگي سازه:
کاخهاي پارسه در نزديکي رود کوچک پلوار که به رود کر ميريزد ٬ بر روي سکوئي که ارتفاع آن بين ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شدهاند در حالي که طرف شرقي ان بر روي کوه رحمت است و سه طرف ديگر با ديوارهاي حافظ شکل داده شدهاند.ديوارهاي حافظ با توجه به شيب زمين تغيير ارتفاع ميدهند.
پژوهشهاي باستانشناسي:
اولين کاوشهاي علمي در پارسه توسط ارنست اميل هرتزفلد الماني در ۱۹۳۱ صورت گرفت. وي توسط مؤسسه خاورشناسي دانشگاه شيکاگو فرستاده شده بود.يافتههاي وي هنوز در اين موسسه نگه داري ميشوند. هرتزفلد معتقد بود دليل ساخت پارسه نياز به جوي شاهانه و باشکوه، نمادي براي امپراتوري پارس و مکاني براي جشن گرفتن وقايع خاص به خصوص نوروز بودهاست.به دلايل تاريخي پارسه در جايي که امپراتوري پارس پايه گذاشته شده بود ساخته شدهاست.هر چند در زمان مرکز امپراتوري نبودهاست.
معماري پارسه به دليل استفاده از ستونهاي چوبي مورد توجه قرار گرفتهاست.معماران پارسه فقط زماني از سنگ استفاده کردهاند که بزرگترين سروهاي لبنان يا ساجهاي هند اندازههاي لازم براي تحمل سقف را نداشتهاند. در حالي که ته ستونها و سر ستونها از سنگ بودهاند.
پلکانهاي ورودي سکو و دروازهٔ ملل:
ورود سکو، دو پلکان است که روبروي يکديگر و در بخش شمال غربي مجموعه قرار دارندکه همچون دستاني است که آرنج خويش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمين بلند کرده و در سينه خود جاي دهد. اين پلکانها از هر طرف ۱۱۱ پلهٔ پهن و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتيمتر) دارند. بر خلاف عقيده بسياري از مورخين که مدعي بودند ارتفاع کم پلهها به خاطر اين بوده که اسبها نيز بتوانند از پلهها بالا بروند، پلهها را کوتاهتر از معمول ساختهاند تا راحتي و ابهت ميهمانان (که تصاويرشان با لباسهاي فاخر و بلند بر ديوارهاي پارسه نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالاي پلکانها، بناي ورودي تخت جمشيد، «[دروازه بزرگ]» يا «[دروازه خشايارشا|دروازهٔ خشايارشا]» يا دروازه ملل، قرار گرفتهاست. ارتفاع اين بنا ۱۰ متر است. اين بنا يک ورودي اصلي و دو خروجي داشتهاست که امروزه بقاياي دروازههاي آن برجاست. بر دروازهٔ غربي و شرقي طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگي با سر انساني حجاري شده است. اين دروازهها در قسمت فوقاني با شش کتيبهٔ ميخي تزيين يافتهاند. اين کتيبهها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بيان ميکند که: «هر چه بديده زيباست، به خواست اورمزد انجام پذيرفتهاست.»
دو دروازه خروجي يکي رو به جنوب و ديگري رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبي رو به کاخ آپادانا، يا کاخ بزرگ بار، دارد.
پلکانهاي کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا در شمال و شرق داراي دو مجموعه پلکان است. پلکانهاي شرقي اين کاخ که از دو پلکان - يکي رو به شمال و يکي رو به جنوب - تشکيل شدهاند، نقوش حجاريشدهاي را در ديوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقشهايي از فرماندهان عاليرتبهٔ نظامي مادي و پارسي دارد در حالي که گلهاي نيلوفر آبي را در دست دارند، حجاري شدهاست. در جلوي فرماندهان نظامي افراد گارد جاويدان در حال اداي احترام ديده ميشوند. در رديف فوقاني همين ديواره، نقش افرادي در حالي که هدايايي به همراه دارند و به کاخ نزديک ميشوند، ديده ميشود.
بر ديوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاويري از نمايندگان کشورهاي مختلف به همراه هدايايي که در دست دارند ديده ميشود.
آرامگاههاي شاهنشاهان:
در فاصله ۶ و نيم کيلومتري از پارسه نقش رستم قرار دارد.در نقش رستم آرامگاهاي شاهنشاهاني مانند داريوش بزرگ ٫ خشايارشا ٫ اردشير يکم و داريوش دوم واقع است.آرامگاه پنجمي هم هست که نيمه کاره باقي مانده و احتمالا متعلق به داريوش سوم است.
جايگاه کنوني اين سازه:
در دورهٔ نو و با بازگشت و پيدايش حس ميهن خواهي در ميان ايرانيان و ارجگذاري به گذشتگان اين سرزمين، پارسه اعتبار بسياري يافت. در زمان حکمراني خاندان پهلوي در ايران به اين بنا توجه فراواني گرديد و محمدرضاشاه پهلوي جشنهاي دوهزار و پانصد سال شاهنشاهي ايران را در اين سازهٔ کهن انجام داد. با آغاز رويداد انقلاب اسلامي اين سازه را يادگار شاهان خواندند و بسيار مورد بيمهري قرار دادند. از جمله آيت الله خلخالي اولين حاکم شرع دادگاههاي انقلاب براي تخريب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل پارسه ناکام ماند. ولي امروزه ميتوان پارسه را نامآورترين و دوستداشتنيترين سازه در ايران و در ميان ايرانيان و همچنين نماد شکوه گذشتگان دانست.
سد سيوند در ۹۵ کيلومتري شمال شيراز، ۵۰ کيلومتري شهر باستاني پارسه و حدود ۱۰ کيلومتري پاسارگاد بر روي رودخانهٔ سيوند ساخته شدهاست. رودخانهٔ پلوار بين اين دو محوطهٔ باستاني ثبت شده در فهرست ميراث جهاني يونسکو (پارسه و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کوروش و در دل تنگه بلاغي جريان داد.با آبگيري اين سد مخالفتهاي بسياري صورت گرفتهاست.معترضان به آب گيري سد سيوند معتقدند آب گيري اين سد پيامدهاي ناگواري را براي ميراث فرهنگي و طبيعي منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغي به همراه خواهد داشت.