طبیعت در قرآن کریم
v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
طبيعت در قرآن: قرآن كريم همواره از طبيعت و شناخت آن سخن ميگويد: از آسمان، زمين، خورشيد، ماه، ستارگان، از ابرهاي بارانزا و ابرهاي غير بارانزا، ريزش فراوان آب از آسمان، رويش گياهان، زيباييهاي نور، جلوههاي گوناگون رنگ و وزش باد. راستي چه وقتي ديدن طبيعت مفهوم ديگري پيدا ميكند و زيبايي وجذابي ديگر را فراهم ميسازد؟ در صورتي كه بدانيم در سراپرده طبيعت، دستي تدبير ميكند و براي اين نعمتها درجهت آسايش و رفاه انسان در كار است. قرآن كريم در آيات بسياري از تسخير طبيعت براي انسان توسط خدا خبر ميدهد مانند سوره ابراهيم /32 و 33، نحل /12 و 14، حج /65 و لقمان / 29، همچنين از رام كردن تمام آسمانها و زمين براي انسان خبر ميدهد: سوره لقمان /20 و جاثيه/12. اما مهم اين است كه بدانيم طبيعت چه اهميتي دارد و چه زيباييهايي ميآفريند و چگونه ميتوان از آن به گونهاي نيكو استفاده كرد و مهمتر اينكه بدانيم همه اين نعمتها نشانه خدا و با تدبير خدا هستند و هدفي براي آفرينش آنها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسي نعمت نكنيم و به ستم از آن استفاده ننماييم . به همين دليل، در برخي آيات قرآن آمده است كه سفر كنيد و در زمين بگرديد و بنگريد چگونه خداوند آفرينش را آغاز كرده؛ سپس باز او جهان ديگري را پديد ميآورد. خداست كه بر هرچيز تواناست ( عنكبوت/20). و در روايات رسيده است كه« سافروا تصحوا » سفر كنيد تا سالم باشيد ، زيرا گشت و گذار در طبيعت، ديدن منظرههاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملت ها ، گذشته ا زآنكه خداشناسي ما را تقويت ميكند و به شگفتيهاي آفرينش خدا آشنا ميسازد و فايدههاي بيشمار مادي و معنوي براي ما ارمغان ميآورد، آدمي را از افسردگي ميرهاند و به سلامتي جسم و روان ما كمك ميكند. اكنون براي اينكه ابعاد گوناگون طبيعت قرآن را نشان داده باشيم به آيات چند كه در وصف طبيعت آمده، اشاره ميكنيم: اهميت طبيعت در قرآن: در قرآن كريم بيش از 750 آيه اشاره به ظواهر طبيعت ميكند ابعاد گوناگون جلوهها و زيباييهاي آن را يادآور ميشود. در اغلب اين آيات، ما را توصيه به مطالعه كتاب طبيعت و پندآموزي آن ميكند. بيگمان، هدف اين آيات، طرح علوم طبيعي و بيان قوانين آن نيست، هر چند به نكاتي اشاره دارد كه پس از قرنها اهميت و حساسيت آن شناخته شده و خبر از اين حقيقت ميدهد كه گوينده آن در اتصال به مبدأ الهي و آفريننده جهان است. آفرينندهاي كه از همه چيز خبر دارد و با آگاهي آنها را پديد آورده و براي ما رام كرده است. قرآن كتاب هدايت است و منظور از ذكر اين شگفتيها تدبر در موجودات طبيعي و توجه به نشانههاي آن در اصل خلقت است. پيدايش حيات در زمين و اهميت آب: يكي از مسايلي كه همواره فكر بشررا به خود مشغول كرده، مساله حيات و چگونگي پيدايش آن در زمين است. در سير طبيعت ما به زندگي موجودات گوناگون برخورد ميكنيم و چگونگي حيات آنها براي ما شگفتانگيز است. قرآن كريم در چگونگي حيات آنها براي ما اشاره ميكند. مثلاً ميگويد: هرچيز زندهاي را از آب پديد آورديم ( انبياء/30) و يا به مناسبت آفرينش جهان ميگويد: اوست كه آسمانها و زمين را در شش دوره آفريده و قدرت استيلاي او بر آب بود ( هود /7). شگفتي طبيعت به تنوع وچگونگي موجودات است؛ موجوداتي كه از آب آفريده شدهاند، عدهاي بر روي شكم راه ميروند و پارهاي از آنها بر روي دو پا و برخي از آنها بر روي چهارپا . خدا هر چه بخواهد ميآفريند( نور/45). اهميت آب در طبيعت در قرآن جايگاه مهمي قرار دارد. در تعبيرات گوناگون به شكل توصيف درياها، رودخانهها، نهرها و ريزبارانها مطرح ميشود، اما آنچه در مرحله نخست جاي دارد و آن را مقدس ميكند اين است كه از آب پديد آمده وعرش خدا بر آب مستقر شده و در مرحله بعدي حيات انسان و سعادت و لذت زندگي هر جانداري در مجموع آفرينش، به آب وابسته است. قرآن در جايي، اين شگفتي و زيبايي و اهميت را چنين بيان ميكند: و اوست كه از آسمان، آبي فرود آورد، پس به وسيله آن از هرگونه گياه برآوريم. و از آن گياه جوانه سبزي خارج ساختيم كه از آن دانههاي متراكمي برميآوريم و از شكوفه درخت خرما خوشههايي است نزديك به هم . و نيز از آب باران باغهايي از انگور و زيتون و انار همانند و غيرهمانند بيرون آورديم. به ميوه آن چون ثمر دهد و به طرز رسيدنش بنگريد، بيگمان در اينها براي مردمي كه ايمان ميآورند نشانههاست.( انعام/99 ). زندگي دوباره طبيعت: يكي ديگر از نمايشهاي خدا درجهان كه قرآن از آن ياد ميكند، حيات دوباره طبيعت است، طبيعتي كه در فصل زمستان ميميرد و سبزي وشادابي خود را از دست ميدهد، اما در فصل بهار دوباره زنده شده وجان ديگر ميگيرد. قرآن اين رحمت الهي را با ريزش باران توصيف ميكند ( اعراف/57 ) يا در جاي ديگر ميگويد: خداوند بادها را ميفرستد كه ابرها را برانگيزند، آنگاه آن را به سوي سرزمين مرده ميرانيم تا زمين را پس از مرگش دوباره زنده كنيم. توصيف طبيعت و حيات دوباره آن يكي ا زنمونههاي ديگر شگفتيهاي طبيعت در قرآن است، اما جالب است بدانيم هدف اين توصيف مشهود، نشان دادن طبيعي حيات انسان پس ازمرگ است، به عبارت ديگر براي آن است كه چگونه پس از آنكه تمام جسم او پوسيد و متلاشي شد، دوباره زنده ميشود، همانگونه كه طبيعت زمين پس از پژمردگي و خزان ومرگ، دوباره حيات پيدا ميكند. طبقات آسمان: نمايشگاه ديگري از طبيعت ساكت، آرام و بيزبان كه در قرآن از آن سخن گفته ميشود، نمايشگاه آسمان، ماه و ستارگان و كهكشانها هستند. براي انسان فرصتهايي به دست ميآيد كه با تأمل به آسمان نگاه كند و از نگاه خود لذت ببرد. اين فرصت در شب در بيابانها كه نور شهرها كمتر وجود دارد و تلألؤ ميكند و تابلويي طبيعي و منظم از جهان آفرينش را به نمايش ميگذارد، بهتر فراهم ميشود . قرآن با تعبيرات گوناگون اين زيباييها را توصيف ميكند و مهمتر آنكه ما را به زاويههاي پنهان شگفتي جهان آفرينش رهنمون ميسازد: خدايي كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد. در آفرينش آن بخشايشگر، هيچگونه اختلاف و تفاوت نميبيني. باز بنگر آيا خلل و نقصاني ميبيني (ملك/3 ). در آيهاي ديگر به جزئيات ديگري از آسمان و شگفتيهايش اشاره ميكند. مگر نديدهايد كه چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفريده است و ماه را در ميان آنها روشناييبخش گردانيده و خورشيد را چون چراغي قرار داده است( نوح/15). ويژگيهاي زميني: قرآن بيشترين نكات را درباره زمين به عنوان بستر زندگي انسان مطرح كرده است. بيش از 450 آيه درباره زمين سخن ميگويد، اما مهمترين نكاتي كه به بحث ما مربوط ميشود، درباره امتيازات و امكانات زمين است. اينكه خداوند زمين را قابل روييدن آفريده تا بتوان از آن محصولي استخراج كرد (بقره/164،حجر/19)، بر اثر بارش باران و فرورفتن آن در زمين كه تبديل به چشمه هاي جوشان ميشود ( زمر/21)، زمين را كشيده و پهن آفريده است ( بقره/22، رعد/3)، زمين را گهواره قرار داده و راهها را در زمين ترسيم كرده است ( طه/53)، زمينه رستنيهاي گوناگون را فراهم ساخته ( همان) و اينكه ظاهر زمين خشكيده ديده ميشود ـ اما چون آب بر آن فرود برود به جنبش درميآيد و نمو ميكند و آمادگي هر نوع رستني در آن فراهم است ( حج/5 ) و دهها تعبير ديگري كه در توصيف زمين آمده و بيانگر ويژگيهاي زمين نسبت به ساير كرات ميباشد، اينها نمونههايي از توصيف طبيعت و زمين در قرآن به شمار ميروند. رنگها : از جمله موارد توصيف طبيعت در قرآن، توصيف رنگهاست. تنوعي كه حس كنجكاوي انسانها را بر ميانگيزد و به انسان گوشزد ميكند كه درباره علت پيدايش رنگها تأمل كند و از سوي ديگر نسبت به برخي از رنگها ميگويد: اين رنگ، براي بينندگان و تماشاگران ايجاد سرور ميكند( بقره/69). رنگ ها در طبيعت به دو بخش تقسيم ميشوند: رنگهايي كه حزنآورند و رنگهايي كه شاديآفرين هستند. قرآن به رنگهاي شاديبخش، اهميت ويژهاي ميدهد كه شگفتي همگان را برميانگيزد و انگيزهاي براي جلب توجه به وجود ميآورد مانند رنگ زرد، رنگ سبز و سفيد . مثلاً در اوصاف بهشتيان از رنگ سبز ياد ميكند كه بهشتيان بر پشتيهاي سبزرنگ تكيه زدهاند ( رحمن/76 ) يا از رنگ سفيد در توصيف نوشيدنيهاي اهل بهشت ياد ميكند: بيضاء لذة للشاربين. ( صافات/40 ) از تنوع رنگهاي ميوهها به عنوان يك نعمت ياد ميكند: آيا ندانستي كه خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد . ما بدان آب ميوههايي با رنگهاي گوناگون خارج ساختيم و نيز از كوهها راهها و رگههاي سفيد، سرخ و به رنگهاي مختلف و گاه به رنگ كاملاً سياه پديدار نموديم. ( فاطر/27 ) واقعاً اين پرسش مطرح است كه اگر تمام اين ميوهها با طعم ومزههاي مختلف به يك رنگ بودند، جاذبهاي براي خوردن وجود نداشت و از آن لذتي ايجاد نميشد. خداوند اين تنوع رنگها را در طبيعت يكي از نعمتهاي الهي ميداند. اين شيوه از توصيف در طبيعت نسبت به ابرها، بادها، كوهها، دشت و بيابانها و سبزيها نيز صادق است. به عنوان نمونه ميتوان به آيات زير مراجعه كرد: سوره نبا/14، اعراف/57، نازعات/32 و فاطر/27. جالب اينجاست كه يكي از محورهاي طبيعت، زمانها و مكانهاست. همانطور كه برخي از مكانها داراي زيبايي و جاذبه است، برخي مكانها در فرهنگ قرآن ارزشمند و مقدس و معنويت آفرين است مانند مسجدالاقصي، مسجدالحرام، كوه طور و محراب زكريا. همينطور از بعد معنوي برخي زمانها در طبيعت ارج و منزلتي خاص دارند و روحافزا هستند. اين زمانها، مانند مكانهاي لذتبخش، شادابي معنوي به ارمغان ميآورند و خداوند، رحمت و عنايت مخصوص در آن اوقات به انسانها دارد و به عنوان نمونه در قرآن از وقت سحر، صبحگاهان به عنوان زماني بس ارجمند ياد ميكند و ميفرمايد : در آن هنگام به عبادت و راز و نياز مشغول باشيد. كسي كه در اين زمان با خدا ارتباط پيدا كند از فرصتهاي ديگر بهتر و ارجمندتر است. زيرا اميد است كه پرودگار چنين شخصي را كه در اين ساعت بيدارميشود به عبادت و راز و نياز با خدا مشغول ميشود به مقامي ستوده برساند (اسراء/79 ). صبح و نسيم صبحگاهي يكي از بهترين اوقات طبيعت است كه براي ورزش و استشمام هواي آزاد استفاده ميشود، اما قرآن اين زمان را هم براي لذت معنوي و هم براي لذت مادي از بهترين فرصتها معرف ميكند. خوشا به حال آن انسانهايي كه به جاي خواب در اين زمان بيدارند و لذت بهرهگيري از صبح را به غفلت خواب جايگزين نميكنند. اهداف ذكر طبيعت : مهمترين نكته، جهتگيري ذكر طبيعت در قرآن است. انسانها بويژه مخاطبان قرآن،كم و بيش طبيعت را ميشناختند، اما آنچه لازم بود كه آنها بدانند، جهت و سراپرده طبيعت است. مثلاً قرآن بارها به اين جهت از طبيعت ياد ميكند تا اثبات مانع كند و از پيچيدگيها وشگفتيهاي طبيعت به عنوان مظاهر خلق خدا ياد كند. به عنوان نمونه: سوره انعام آيه1 و احقاف /1-3. البته گاهي در ابعاد دقيقتر زيباييهاي طبيعت بازگفته ميشود، مانند دلالت بر توحيد يا تنزيه خداوند ازداشتن فرزند ( انعام /100-101 ) يا داشتن نظم و پيوند. يا ذكر آنها توجه دادن به عظمت، قدرت، تدبير و رحمت و حكمت گستره علم الهي است.( زمر/7، فرقان/60-62، حج/61، انعام /63-64، نور/45). و جالبتر از همه اينها كه نشاندهنده تعادل و واقعگرايي قرآن ميباشد، تشويق به بهرهبرداري از طبيعت و استفاده از لذات حسي است ( انعام/142-144). به نظر من اين شيوه بيان از ويژگي در قرآن است كه به شكل معتدلي ما را در استفاده از طبيعت تشويق ميكند. به همين دليل در جايي قرآن در خطاب به پيامبر ميگويد: بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و نيز روزيهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو اين نعمتها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آوردهاند ( اعراف/32). نكته ديگر ذكر شگفتيهاي طبيعت در قرآن به اين جهت است كه از غرور و عجب و خودخواهي باز دارد و نور ايمان در دلها ايجاد شود. يا از رفتار گذشتهها عبرت بگيرد. گاهي قرآن با ذكر نمونهاي از طبيعت در جهت تربيت نفس و جلوگيري از غفلت او سخن ميگويد: مثلاً در آنجا كه از طوفان دريا و تلاطم كشتيها سخن ميگويد و اين حالت طبيعت را بيان ميكند از آن جهت كه انسان درحالت گشايش و وفور نعمت خدا را فراموش ميكند و به هنگام سختي و فشار به ياد پروردگار ميافتد؛ خدا اين حالت را در ضمن حادثهاي طبيعي ذكر ميكند: او كسي است كه شما را در خشكي و دريا ميگرداند، تا وقتي كه دركشتي و در حالت آرامش هستيد كه با بادي خوش در حركت است، افرادي در اين حالت آرامش هستيد كه با بادي خوش درحركت است، افرادي در اين حالت شاد هستند. ( و از ياد خدا غافل )، اما بناگاه بادي سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد يقين كنند كه در محاصره افتادهاند، در آن حال خدا را پاكدلانه ميخوانند كه اگر ما را از اين ورطه برهاني، قطعاً از سپاسگزارانيم ( يونس/22). اينها نمونههايي از اهداف ذكر طبيعت است، البته اهداف بسياري در ذكر طبيعت ميباشد كه به همين نمونهها بسنده شد، چنانكه مباحث ديگري در ذكر طبيعت مطرح است، مانند اسلوب قرآن در توصيف طبيعت، مقايسه ميان شيوه قران و شيوه كتابهاي مقدس، اعجاز علمي قرآن در بيان مسائل طبيعي و موضوعات ديگري كه هريك بحث مستقلي را ميطلبد. جلوه هاي طبيعت در قرآن: اِنَّ هذا القُرآن يَهدي لِلَّتي هِيَ اَقوَم1 همانا اين قرآن خلق را به استوارترين راهها هدايت مي كند . در قرآن كريم آيات بسياري در رابطه با خداشناسي از طريق علم وجود دارد خداوند مكرراً به اجزاي طبيعت اشاره مي كند و هر كدام را آيه و نشانه اي از وجود لايزال خود مي داند از بزرگترين جزء كائنات تا ريزترين ذره همه و همه را دلايل قابل توجهي مي داند براي كساني كه تعقل و تفكر در آيات الهي مي كنند : ...ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون، ... يعقلون، ... يسمعون، ... وبا عباراتي امري و پرسشي انسان را مورد خطاب قرار مي دهد و از او مي خواهد كه در آفاق و انفس تعمق و تفكر كند و همواره كساني را كه نسبت به آيات و نشانه هاي او بي توجهند شماتت مي كند و مي فرمايد : و كاَيّن من آيه في السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون چه بسيار نشانه و آيه كه در آسمانها و زمين وجود دارد ( انسانها ) از آن مي گذرند و ( بي توجه ) به آن پشت مي كنند . در كلامي ديگر مي فرمايد : « اگر آب دريا براي نوشتن كلمات پروردگار مركب شود ، پيش از آنكه كلمات الهي به آخر برسد دريا خشك خواهد شد هر چند دريايي ديگر ضميمه آن شود .» از طرفي دائماً سفارش به سير وسفر در زمين براي ديدن آثار وجود پروردگار مي كند : « آيا در روي زمين سير نمي كنند تا دلهاشان بينش و هوش يابد يا گوششان ( به پند و اندرزها ) شنوا گردد ... » و كساني را كه در خلقت زمين و آسمان و دگرگوني شب و روز تفكر مي كنند باصفت اولوالالباب مورد لطف قرار مي دهد . اكنون با تأسي به قرآن كريم و با استفاده از همان روش در باب خداشناسي علمي ، آن قسمت از آيات را كه مربوط به علم اقليم شناسي است مورد بحث قرار مي دهيم : آيات شريفه اي كه در اين مباحث مورد استفاده قرار مي گيرد در خصوص موارد زير عبارتند از : باد : اعراف / 57 ، نحل / 63 ، فرقان / 48 ، روم / 46 ـ 48 ، فاطر / 9 و 27 ، نمل / 63 ، فصلت / 16 رعد و برق : رعد / 12 ، روم / 24 ، نور / 43 ( انتهاي آيه ) ، فصلت / 13 و 17 . اشكال بارندگي ( باران ـ برف ـ تگرگ ) : نور/ 43 ، مومنون / 18 ، فرقان / 48 ، شوري / 28 ، زخرف / 11 ، زمر/ 21. اهميت چرخه آب : فرقان / 49 ، اعراف / 57 ، سجده / 27 ، زمر / 21 ، مومنون / 18 . چگونگي تشكيل باد: علت اصلي جريانهاي عمومي اتمسفر را بايد در تفاوت عظيم ترازنامه انرژي مناطق قطبي و منطقه حاره جستجو كرد . به عبارت ديگر موتور اين جريان را تفاوت انرژي اين مناطق به چرخش در مي آورد . اگر زمين به دور خود نمي چرخيد ، در اين شرايط هواي صعودي از منطقه حاره به صورت بادهاي آزئوستروفيك Ageostrphic ( نيروي منحرف كننده حاصل از گردش زمين به دور محور خودش ) از سطوح فوقاني به جهت دو قطب حركت مي كردند و پس از نزول ، دوباره به استوا برمي گشتند ، در نتيجه يك سيستم ساده از اين نوع بادها به وجود مي آمد ولي به سبب گردش زمين به دور خود ، جهت باد تغيير كرده و تقريباً حالتي موازي با مدارها به وجود مي آيد كه سيستم گردش عمومي اتمسفر را پيچيده و گوناگون مي كند كه هر كدام شكلها و جهتها و ويژگيهاي خاص خود را دارا هستند ، مانند بادهاي موسمي ، بادهاي غربي ، بادهاي قطبي و ... . اينجاست كه معجزه آيات حق آشكار شده و هر بيدار دلي را به تواضع و خضوع وا مي دارد زيرا كه مي فرمايد : هو الذي ارسل الرياح بشرا بين يدي رحمه اوست كه فرستاد بادهايي را كه بشارت دهنده رحمت پروردگارند . در اين آيه اشاره به « رياح» شده كه جمع « ريح » است و دليلي است بر وجود بادهاي گوناگون و هم چنين اشاره مي كند به بادها زيرا كه مي فرمايند : « بشرا بين يدي رحمته » اما نوعي ديگر از بادها كه مضر و تخريب كننده اند ؛ در قرآن با عبارت « ريح عاصف » و در كتب علمي با نام « توفان » با « توفنده » و در بعضي با عنوان « بادهاي وحشي » از آن ياد شده است . نحوه پيدايش اين پديده به اين صورت است كه اگر توده هواي مرطوب مجاور پهنه نسبتاً كوچكي از زمين گرم شود ، سبك شده و در مقابل هواي سرد اطراف رو به بالا مي رود . وقتي اختلاف دماي هواي گرم و سرد زياد شد ، علاوه بر اينكه اين حركت رو به بالا ، سريع مي شود ؛ به سبب هجوم هواي سرد اطراف ، هواي گرم نيز به شدت شروع به چرخيدن مي كند و در نتيجه توفان پيچنده پديد مي آيد . اين توفان معمولاً مخصوص آمريكاي شمالي و استراليا است و پيشگويي آن فوق العاده دشوار مي باشد . هوا در قسمت مركزي اين توفان به سرعت بالا مي رود و از مشخصات آن تشكيل ابر قيفي شكل است كه در توده اي از ابرهاي « كومولونيمبوس » تشكيل و به سوي زمين كشيده مي شود . اين قيف بالا و پايين مي رود و در جهات مختلف مي چرخد و هر جا به زمين برسد تقريباً همه چيز را ويران مي كند . قطر اين توفان از چند متر تا حدود 2 كيلومتر و سرعت چرخيدن آن 320 تا 480 كيلومتر در ساعت است و سرعت صعود آن در مركز ممكن است به 320 كيلومتر برسد . چون فشار هوا در مركز توفان پيچنده كم است از اين رو اگر به ساختماني برخورد كند فشار هواي درون ساختمان نسبت به خارج فزوني يافته و به انفجار ساختمانها منجر مي شود و اشياي سنگين را تا فاصله زياد پرتاب مي كند . خداوند در آياتي از قرآن كريم سرنوشت ملتهايي را بيان مي كند كه به دليل طغيان و كفرشان گرفتار اين طوفانها شده اند . سرانجام قوم نوح را چنين بيان مي فرمايد : « فاخذ هم الطوفان و هم ظالمون »5 به سبب ظلمشان گرفتار طوفان شدند . همچنين يكي از بلاهايي كه بر بني اسرائيل نازل شد طوفان بود : « فارسلنا عليهم الطوفان ... » و سوره يونس در قسمتي از آيه 22 حالت افرادي را بيان مي كند كه در دريا گرفتار طوفان شده اند: ... جائتها ريح عاصف و جاء هم الموج من كل مكان و ظنوا انهم واقع بهم تندبادي به سراغ آنها آمد و امواج از همه طرف آنها را محاصره كرد به طوري كه گمان كردند به وسيله امواج احاطه شده اند . فارسلنا عليهم ريحا صرصراً في ايام نحسات لنذيقهم عذاب الخزي في الحياه الدنيا ... پس فرستاديم بر آنها تندبادي را در روزهايي شوم تا بچشانيم عذاب و خواري را در دنيا. رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايند : اللهم اجعله لنا رياحاً و لاتجعله ريحاً . رعد و برق: مشاهدات نشان مي دهد كه رعد و برق فقط زماني رخ مي دهد كه توده هاي عظيمي از آب مايع و يخ به سطوحي با ميزان دماي تا 20 درجه سانتي گراد برخورد مي كند از اين رو به عنوان يك قاعده كلي توفانها فقط در ارتباط با هواي گرم و مرطوب و غير پايدار به ظهور مي رسند . ساختار هر توفان كامل رعد و برق ، سلولهاي متراكم جابجايي هستند كه ممكن است قطر سلولي از آن از يك تا چند كيلومتر باشد . اين توفانها در عرضها ، فصل و ساعات گرمتر دوره روزانه حاكمند . البته گرماي تنها براي توسعه رعد و برق كافي نيست بلكه ميزان قابل ملاحظه اي از رطوبت اتمسفري لازم است تا انرژي لازم كه به صورت گرماي نهان است را جهت نگهداري توفان تأمين كند . اين رطوبت بايد از 75 درصد متجاوز باشد . ميزان بارندگي در درون يك توفان رعد و برق مربوط به ترتيب سلولها و مراحل توسعه آنهاست و ميزان بارندگي در سطح زيرين مركز سلول توفاني بيشتر است و به طرف حواشي سلول ، ميزان آن كاهش مي يابد . گاهي شدت رعد و برق به حدي است كه به شدت ايجاد رعب و وحشت مي كند و عامل سيلهاي خانمان برانداز مي گردد . اينجاست كه خداوند مي فرمايد : هو الذي يريكم البرق خوفا و طمعا و ينشي السحاب الثقال اوست كه نشان مي دهد به شما برق را براي برانگيختن ترس و اميد ( در شما ) و اوست كه ايجاد مي كند ابرهاي باردار را . در رابطه با باردار شدن ابرها توسط باد ، آياتي وجود دارد كه همگي بر اين مطلب تصريح دارند : و ارسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء ماء فاسقيناكموه ... و بادهاي باروركننده را فرستاديم و سپس باران را از آسمان فرود آورديم تا به آن آب شما و نباتات و حيوانات شما را سيراب گردانيم . ... حتي اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه ... تا آنگاه كه كم كند بار ابرهاي سنگين را . و اما توجيه علمي آن : هنگام تشكيل ذرات آب كه با هوا تماس دارند الكتريسته توليد مي شود . الكتريسيته يونهايي را كه در هوا وجود دارد جمع مي كند ( هوا در اثر اشعه خورشيد يونيزه مي شود ) هر قدر ذرات ريزتر باشند پتانسيل الكتريكي ابر كمتر خواهد بود . عمل القاء نيز در توليد الكتريسته موثر است مثلا ابري كه در نزديكي زمين قرار دارد طبقه زيرين ابر كه مجاور زمين است داراي بار مثبت و طرف مقابل داراي با منفي خواهد بود . اين ابر مي تواند ابرهاي خنثاي مجاور خود را باردار كند . بنابراين هنگامي كه دو جسم باردار به هم نزديك مي شوند ؛ در فاصله معيني بين آنها تخليه الكتريكي صورت مي گيرد تخليه الكتريكي بين دو ابر را برق و صداي ناشي از اين برخورد رعد نام دارد . تخليه الكتريكي بين ابر و زمين صاعقه نام دارد . صاعقه صرف نظر از اثرات زيانباري كه دارد از حيث تقويت و باروري خاك ، پديده هاي مفيدي هستند . بدين ترتيب كه صاعقه ، اَزُت موجود در جو را به صورت اكسيد با خود به سوي زمين مي آورد و به صورت كود همراه باران به خاك مي رساند . از اثرات زيانبار صاعقه ، سوزاندن مزارع ، ايجاد آتش سوزي و حتي در بعضي موارد برق گرفتگي انسانهاست . قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : « يكاد البرق يخطف ابصارهم » و در انتهاي آيه 43 سوره نور مي فرمايد : يكاد سنابرقه يذهب بالابصار نزديك است روشني برق ، روشني چشمها را از بين ببرد . اشكال بارندگي: باران آشناترين نوع نزولات آسماني است كه نتيجه مستقيم قطرات كوچك آب در ابرهاست كه در نتيجه به هم پيوستن ، رشد كرده و به اندازه اي مي رسند كه اثر شناوري هوا را خنثي مي كنند و بر زمين فرود مي آيند . قرآن كريم مي فرمايد : الم تر ان الله يجزي سحابا ثم يؤلف بينه ثم يجعله ركاما فتري الودق يخرج من خلاله ... آيا نديدي كه خداوند به حركت در آورد ابرها را سپس آنها را به هم پيوند داد سپس آنها را انبوه و متراكم نمود . سپس مي بيني كه قطرات باران از ميان ابر فروريزد . قطع نظر از اندازه قطرات در ابر، اندازه آنها تا رسيدن به زمين به دو عامل بستگي دارد : ◄ ميزان تبخير آب در هر قطره در هنگام فرود به زمين ◄ اثر اصطكاكي هوا در قطره كه اگر هوا آرام باشد اصطكاك محدود است ، باران خفيف به سختي به سطح زمين مي رسد و گاهي قبل از رسيدن به زمين تبخير مي شود كه به آن غبار مي گويند . برف: يكي ديگر از اشكال بارندگي است كه به سبب تراكم بخار آب بر ذرات ريز غبار موجود در جو تشكيل مي گردد . بدين گونه كه بخار آب بي آنكه مايع شود مستقيماً منجمد مي گردد به جهت اينكه درجه حرارت زيرنقطه انجماد است . تگرگ: تگرگ حاصل حركات قائم شديد قطرات باران است كه در توفان هاي رعد و برق مشاهده مي گردد . تگرگ از ابرهايي به نام « كومولونيمبوس » به وجود مي آيد . شكل ظاهري اين ابر به شكل برج عظيمي سر به آسمان كشيده تشكيل مي گردد . قاعده آن صاف و سطح فوقاني آن سنداني شكل است . نمو ارتفاعي در اين ابر فوق العاده است . به طوري كه ارتفاع قله آن تا حدود 6000 متر مي رسد . رنگ قسمت فوقاني متمايل به آبي و سطح زيرين آن تيره است . در موقع نزديك شدن اين ابرها فشار هوا افت ناگهاني پيدا مي كند و شدت باد در پايين ترين قسمت بسيار زياد است . ملاحظه مي شود اين ابرها از لحاظ ظاهري شباهت زيادي به كوه دارد به همين دليل يكي از دانشمندان روسي از اين ابرها با عبارت كوههاي ابري يا كوههاي برفي ياد كرده است . آيه شريفه ذيل مطلب فوق را كاملاً تأييد مي كند و مي فرمايد : ... و ينزل من السماء من جبال فيها من برد ... ... و از كوههاي آسمان تگرگ فرو بارد ... . چگونگي تشكيل تگرگ: تگرگ مركب از دانه هايي است كه مانند پوست پياز از چند لايه يخ شفاف و كدر تشكيل يافته و منحصراً در توفانهاي تندري سفت پديد مي آيد . باد در ساختمان تگرگ نقش اساسي دارد . بدين گونه كه توده هاي هواي ابر آلود توسط گرد بادهايي به سرعت به طرف بالا برده شده و سپس پايين مي آيد و دگر بار به بالا رانده مي شود . قسمت پايين چين ابري ممكن است از دانه هاي باران و قسمت بالاي آن از بلورهاي برف تشكيل يافته باشد دانه هاي باران با حركت گردباد به طرف بالا كه ناحيه اي سردتر است رانده مي شوند و در آنجا منجمد مي گردند و قشري از دانه هاي برف روي آن مي نشيند سپس پايين مي آيد و آب بيشتري روي آنها يخ مي بندد و بار ديگر كه بالا روند پوسته تازه اي از برف روي آنها كشيده مي شود و اين عمل تا زماني ادامه پيدا مي كند كه سنگيني دانه به حدي رسد كه ديگر نتواند بالا رود و به طرف زمين سرازير شود . قطر آنها به 5 تا 8 سانتيمتر هم مي رسد و در موارد استثنايي قطر آنها تا حدود 40 سانتي متر نيز ديده شده است . اهميت چرخه آب: آب در طبيعت دائماً در حال گردش است و پيوسته بين اقيانوسها ، هوا كره و خشكيها مبادله مي شود . سير گردش آب در طبيعت را اصطلاحاً چرخه آب شناسي يا به طور ساده چرخه آب مي خوانند . اين چرخه آغاز و پاياني ندارد و در آن فرآيندهاي بسياري به طور پيوسته روي مي دهد . انرژي خورشيد نيروي محركه چرخه آب را تشكيل مي دهد. آب اقيانوسها و خشكيها ، كه درمعرض تابشهاي خورشيدي قرار دارد ، به طور پيوسته تبخير مي شود . شدت تبخير از سطح اقيانوسها چنان است كه در هر 2650 سال يكبار تمام حجم آب اقيانوسها تبخير مي شود . بخار آب حاصل از تبخير آب اقيانوسها و خشكيها به هوا كره منتقل مي شود . بخارآب با بالارفتن در هوا كره و تغيير شرايط متراكم مي شود و به شكل باران و برف يا به طور كلي « بارش » به سطح زمين برمي گردد . هوا كره زمين همواره داراي مقداري بخار آب است . هوا كره در هر لحظه حدود 12900 ميليارد متر مكعب آب دارد . اگر همه آب موجود در اتمسفر به صورت باران به زمين بريزد پوششي به ضخامت حدود 25 ميلي متر دركل سطح كره زمين تشكيل مي دهد ( و ديگر منطقه خشكي نخواهيم داشت ) قرآن در اين زمينه مي فرمايد : و انزلنا من السماء ماء بقدر و ما نازل كرديم از آسمان آب را به اندازه اي معين قسمت عمده بارش در سطح اقيانوسها و قسمت كمتري بر روي خشكيها ريزش مي كند . از آنجا كه مقدار بارش در سطح خشكيها بيش از مقدار تبخير و در سطح اقيانوسها كمتر از مقدار تبخير است بنابراين براي جبران اين عدم تعادل ، آب بايد دائماً از خشكي به اقيانوس انتقال يابد . بارشي كه به سطح خشكيها مي رسد به اشكال مختلف در ميآيد . بخشي از بارش قبل از رسيدن به سطح خاك توسط شاخه و برگ گياهان نگهداري مي شود كه بخش بزرگي از اين آب سرانجام تبخير مي گردد . قرآن كريم مي فرمايد : و هو الذي انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شئ فاخرجنا منه خضراً نخرج منه حباً متراكباً ... اوست كه نازل كرد از آسمان باران را تا هر گياه را بدان برويانيم و سبزه ها و دانه هايي بر روي هم چيده شده پديد آوريم . بخشي از بارش ، موقتاً فرورفتگي ها و چاله هاي سطح زمين را پر مي كند كه اين آبها نيز بعداً يا تبخير مي شوند يا به زمين فرو مي روند . بخش مهمي از بارش نيز به زمين نفوذ مي كند و موقتاً در لايه هاي سطحي خاك نگهداري مي شود . قسمتي از اين آبهاي نفوذي بر اثر حركت مويينه آب به طرف بالا و رسيدن به سطح زمين تبخير مي شوند يا بر اثر « تعرق» به اتمسفر بر مي گردند . تعرق فرآيندي است كه طي آن رطوبتي كه توسط ريشه گياهان جذب مي شود ، پس از عبور از آوندهاي گياه از روزنه هاي سطح برگها خارج مي شود و به صورت بخار آب وارد هوا مي گردد . به مجموعه تلفات آب در يك منطقه كه بر اثر تعرق از گياهان و تبخير از خاك صورت مي گيرد به طور كلي « تبخير و تعرق » مي گويند . قسمت ديگري از آبهاي نفوذي به اعماق بيشتر نفوذ مي كند و به ذخاير آب زيرزميني مي پييوندد . آبهاي زيرزميني نيز با حركت آهسته خود در زيرزمين ممكن است سرانجام به صورت چشمه در سطح زمين ظاهر شوند ؛ وارد رودخانه ها گردند يا مستقيماً به درياها بپيوندند . بخشي از آبهاي زيرزميني نيز به راههاي مختلف از زيرزمين استخراج مي شوند . اين آيات شريفه مؤيد همين مطلب است . و انزلنا من السماء ماء بقدر فاسكناه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون و نازل كرديم از آسمان باران را به اندازه اي معين و آن را در زمين ساكن كرديم و ما بر نابود ساختن آن نيز قادريم . الم تر ان الم انزل من السماء ماء فسلكه ينابيع في الارض ... آيا نديدي كه همانا خداوند نازل كرد از آسمان آب را سپس پديد آورد چشمه هايي در زمين ... . اولم يرو انا نسوق الله الماء الي الارض الجرز فنخرج به زرعا تأكل منه انعامهم و انفسهم افلا يبصرون آيا نديديد كه ما آب باران را به سوي زمينهاي خشك وبي آب وگياه مي بريم تاحاصلي برويانيم كه مردم و چهار پايان از آن بخورند . آيا پس ديده ، بصيرت نمي گشاييد ؟ رازهاي شگفت انگيز طبيعت در قرآن: مرور زمان و اشراف بشر به لحاظ علمي بر برخي از رازهاي خلقت طي ساليان مختلف رازها و ابعاد مختلف اعجاز قران را بري بشر روشن کرده است. به گونه اي که بخش زيادي از ناشناخته ها و اسرار طبيعت که طي قرون اخير به مدد پيشرفت علم و تکنولوژي براي انسان روشن و کشف شده است ۱۴ قرن قبل در قران مجيد به آن اشاره و راز و اسرار عجايب خلقت گياهان، جانوران، کوهها، آب ها و اقيانوس ها، سيارگان و ستارگان و فضا براي بشر بيان شده است. همواره به بشر گفته شده است که در زمين گردش کنند و بر آنچه در آن خلق شده است بنگرند و بينديشند.دراين مطلب به بررسي بخش هايي از اعجاز قران در طبيعت شامل ترجمه آيات قران در باره هر پديده طبيعي به همراه توضيحات علم و يافته هاي علمي بشر در آن رابطه پرداخته شده است. باران: سوره نور آيه۴۳: آيا نديدي که خداوند ابرهايي را به آرامي مي راند، سپس ميان آنها پيوند مي دهد، و بعد آن را متراکم مي سازد؟! در اين حال، دانه هاي باران را مي بيني که از لابه لاي آن خارج مي شود; و از آسمان -از کوه هايي که در آن است (ابرهايي که همچون کوه ها انباشته شده اند)- دانه هاي تگرگ نازل مي کند، و هر کس را بخواهد بوسيله آن زيان مي رساند، و از هر کس بخواهد اين زيان را برطرف مي کند; نزديک است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! دانشمندان با مطالعه بر روي ابرها به اين نتيجه رسيدند که چگونگي بارش باران از ابرها داراي سيستم و مرا حل خاصي مي باشد. هواشناسان در مورد تشکيل ابر کومولونيمبوس مطالعه کرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بيابند.يافته ها نشان مي دهد که کومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي کند. ۱- ابتدا ابرها با نيروي باد به حرکت در مي آيند، قطعه هاي پراکنده و کوچک که کومولوس نام دارند با نيروي باد به يکديگر فشرده شده و در يک منطقه تجمع مي يابند و ابرهاي کومولونيموس را مي سازند. ۲- اتصال: ابرهاي کوچکتر به يکديگر متصل و ابرهاي بزرگتر را تشکيل مي دهند. ۳- تراکم و انبوه شدن: وقتي ابرهاي کوچکتر به هم مي پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي سازند در ابرهاي بزرگ حرکت و رشد عمودي به سمت بالا صورت گرفته که اين پديده در مرکز ابرها بيشتر از لبه ها و کناره هاي آن رخ مي دهد. ابرها بعد از اين رشد رو به بالا موجب کشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر (جو) که محل تشکيل قطره هاي آب و تگرگ است مي شود و قطره هاي آب و تگرگ، بزرگتر و سنگين تر شده و حرکت رو به بالاي آنها متوقف مي شود. به صورت قطره هاي باران و تگرگ فرود مي آيند به هم پيوستن تکه هاي کوچک و تشکيل ابرهاي بزرگ مي باشد و شروع بارندگي مي باشد. در مورد برف ها نيزهمه ابرها ذرات آب يا کريستال يخ را با خود حمل مي کنند، اما اين ذرات بسيار کوچکتر از آن هستند که به زمين ببارند. اگر ارتفاع ابرها بيشتر شود، هواي سردتر، باعث فشرده تر شدن بخارآب مي شود، و اين ممکن است براي شکل دادن باران، تگرگ يا برف مناسب باشد. تناسب باران : سوره زخرف آيه ۱۱ :همان کسي که از آسمان آبي فرستاد بمقدار معين، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم; همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مي سازند! (۱۱) بر اساس تحقيقاتي که دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که مقدار قطراتي که از زمين بخار مي شودن در حدود ۱۶ ميليون تن مي باشد و به همين ميزانآب ازآسمان فرود ميآيد. باد: سوره حجر آيه۲۲ : ما بادها را براي بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم; و از آسمان آبي نازل کرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم; در حالي که شما توانايي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد! (۲۲) بادها با وزش خود روي اقيانوس ها باعث حرکت قطرات اب و بعد از مدتي به وجود امدن موج مي شوند. سپس اين موجها سب پخش شدن ذرات اب در هوا مي شوند و باد آنها را به سمت بالا انتقال مي دهد که از اولين مراحل بارش باران مي باشد.يکي ديگر از وظايف بادها انجام عمل لقاح مي باشد. آبها و اقيانوس ها ديوار مانع ميان دو دريا: سوره نمل آيه۶۱ : يا کسي که زمين را مستقر و آرام قرار داد، و ميان آن نهرهايي روان ساخت، و براي آن کوه هاي ثابت و پابرجا ايجاد کرد، و ميان دو دريا مانعي قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند; با اين حال) آيا معبودي با خداست؟! نه، بلکه بيشتر آنان نمي دانند (و جاهلند)! (۶۱) موج هاي بزرگ و جريان هاي قوي در دريا مديترانه و اقيانوس اطلس وجود دارد. مديترانه از طريق جبل الطارق وارد اتلانتيس مي شود. ميان اين دو در اعماق چند صد متري ديوار وجود دارد. در طرفين اين مانع هريي از درياها دما و شوري و غلظت و شرايط زيستي خاص خود را دارد.مثلا آب درياي مديترانه در مقايسه با اقيانوس اطلس: گرم، شور، و کم غلظت تر است. وقتي آب درياي مديترانه از بالاي ديوار ميان خود و اقيانوس اطلس، با گرما و شوري و غلظت کم و خصوصيات ويژه خود چند صد متر به اعماق مي رود. آب درياي مديترانه در آن عمق تعادل و توازان ايجاد مي کند.و از بالا برمي گردد.اين دو دريا در همين مرز با هم قاطي ميشوند و فراتر از مرز خود نمي روند.که اين امر به خاطر تغيير غلظت کشش سطحي از قاطي شده اند جلوگيري مي کند. کوهها: سوره انبيا آيه۳۱ : و در زمين، کوه هاي ثابت و پابرجايي قرار داديم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، دره ها و راه هايي قرار داديم تا هدايت شوند! (۳۱) دانشمندان به اين نتيجه رسيده ان که ريشه کوهها برروي سطح زمين نمي باشد بلکه در زير زمين مي باشد مثلا کوه اورست ارتفاع قله ان در حدود ۹ کيلومتر از زمين مي باشد و ريشه ان طولي در حدود ۱۲۵کيلومتر دارد.کوهها بر اثر حرکت و تصادم تکه هاي بزرگ پوسته زمين به وجود مي ايند. و قتي دو لايه با هم برخورد مي کنند لايه قوي تر در زير ان يکي قرار مي گيرد و از لايه بالاي کوه ئشکل مي گيرد. زلزله و خروج مواد مذاب : سوره زلزله آيه ۱و۲: هنگامي که زمين شديدا به لرزه درآيد، (۱) و زمين بارهاي سنگينش را خارج سازد!(۲) فوران هاي آتشفشاني معمولا براساسي شکل دهانه اي که از آن فوران صورت مي گيرد، محل قرارگيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط اتشفشان و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد-انفجاري يا غير انفجاري) طبقه بندي مي شوند. گدازه هاي اسيدي به علت درصدSio۲ بالا و درجه حرارت نسبتا پايين داراي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين بوده و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي مي باشد.اما در گدازه هاي باريک به علت درصدSio۲پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مي يابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام مي شود. سياهچاله فضايي: سوره نجم آيه۱ :سوگند به ستاره وقتي که از بالا به گودال فرو مي افتد (يا فرو مي ريزد)(۱) طبق اختر فيزيک نظري جديد ممکن است سياهچاله ها مرحله پاياني زندگي ستاره ها باشند.مادامي که يک منبع انرژي در ناحيه مرکزي ستاره فعاليت مي نمايد، درجات حرارت بالا باعث انبساط گاز و جدا شدن لايه هاي بالايي آن مي شود. در عين حال، نيروي گرانشي عظيم ستاره اين لايه ها را بسوي مرکز مي کشاند.پس از آنکه سوخت تامين کننده واکنش هاي هسته اي به مصرف رسيد، درجه حرارت در ناحيه مرکزي ستاره به تدريج پايين ميآيد. در اين مرحله تعادل ستاره به هم مي خورد و ستاره تحت تاثير نيروي گرانشي خود منقبض مي گردد، تکامل و تغيير بيشتر آن به جرمش بستگي دارد. ستاره: سوره طارق آيه۷ : همان ستاره درخشان و شکافنده تاريکيهاست! (۳) ستارگان اجرامي هستند آسماني که داراي منبع انرژي بوده (به سه صورت انرژي گرانش، حرارتي وهسته اي) و اين انرژي را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطيس خرج مي کنند. ستون هاي منظومه شمسي : سوره رعد آيه۲ : خدا همان کسي است که آسمانها را، بدون ستونهايي که براي شما ديدني باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در کف قدرت گرفت); و خورشيد و ماه را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معيني حرکت دارند! کارها را او تدبير مي کند; آيات را (براي شما) تشريح مي نمايد; شايد به لقاي پروردگارتان يقين پيدا کنيد! (۲) سيارات منظومه شمسي نيروي جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهاي از موج تصور مي کند و به شکل ستون آنرا رسم مي کند با هم نگهداشته شده اند. تعداد سيارات منظومه شمسي : سوره يوسف آيه۴ : (به خاطر بياور) هنگامي را که يوسف به پدرش گفت: "پدرم! من در خواب ديدم که يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي کنند!" (۴) بنابر يافته ستاره شناسان تعداد سيارات ۱۱ مي باشد: سياره ماه، سياره عطارد، سياره زهره، سياره زمين، سياره مريخ، سياره مشتري، سياره زحل، سياره اورانوس، سياره نپتون، سياره پلوتون، سياره سدنا. شب و روز : سوره نور آيه۴۴ : خداوند شب و روز را دگرگون مي سازد; در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت! (۴۴) خورشيد هر روز از مشرق طلوع ميکند و به آرامي بالا مي ايد. مسير حرکت آن دراسمان به شکل يک نيم دايره است.پس از پيمودن اين مسير، درافق فرو مي رود.و شب آغاز مي شود. زندگي انسان، جانوران و گياهان تحت تاثير گردش شب و روز است.در زمانهاي قديم، مردم عقيده داشتند که خورشيد واقعا در آسمان حرکت مي کند و شب و روز به وجود مي آورد. مثلا مصريان بر اين باور بودند که خداي خورشيد به نام "رع" ارابه آتشين خود را هر روز در آسمانها مي راند.امروزه مي دانيم که اين خورشيد نيست که حرکت مي کند بلکه سياره ما زمين، از غرب به شرق مي چرخد.ما در اثر چرخش زمين تصور مي کنيم که خورشيد در آسمان حرکت مي کند. زمين: لايه هاي زمين: سوره طلاق آيه۱۲ : خداوند همان کسي است که هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را; فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مي آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينکه علم او به همه چيز احاطه دارد! (۱۲) اين لايه ها ۷ عدد مي باشند که عبارتند از: تروپوسفر پايينترين لايه اتمسفر است که خود از لايه هاي کوچکتري تشکيل شده است.لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود۲۳ کيلومتر است. مزوسفردر بالاي لايه گرم ازن قرار دارد که دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ۰/۳ سانتيگراد به ازاي هر ۱۰۰ متر کاهش مي يابد.يونسفر از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي۱۰۰۰ کيلومتري اتمسفر زمين قرار دارد .اگزوسفر شرايط موجود در يونسفر در اين لايه نيز حاکم است. ماگنتسفر منطقه شبه تله اي که در آنجا خطوط نيرو روي زمين در طرف خورشيد بسته مي شوند و خطوط نيرو در طرف شب بازند. پوشش هواي محافظ زمين : سوره انبيا آيه۳۲ : و آسمان را سقف محفوظي قرار داديم; ولي آنها از آيات آن روي گردانند.(۳۲) گرد زمين را پوشش هوايي ضخيمي فرا گرفته،که عمق آن به ۳۵۰ کيلومترمي رسد.هوا از گازهاي «نيتروژن "-به نسبت ۷۸/۰۳ درصد و«اکسيژن "به نسبت۹۹ ۲۰/ درصد و اکسيد کربن به نسبت ۰/۰۴درصد و بخار آب و گازهاي ديگر به نسبت ۰/۹۴ درصد ترکيب يافته است. اين پوشش هوايي با اين حجم ضخيم و بااين نسبت هاي گازي فراهم شده در آن،هم چون سپري آسيب ناپذير،زمين را دربر گرفته و آن را از گزند سنگ هاي آسماني که به حد وفور (۵۲) به سوي زمين مي آيند و ازهمه اطراف،تهديدي هولناک براي ساکنان زمين به شمار مي روند،حفظ کرده زندگي را بر ايشان امکان پذير مي سازد. تغيير ابعاد زمين : سوره رعد آيه۴۱ : " آيا نديدند که ما پيوسته به سراغ زمين مي آييم و از اطراف (و جوانب) آن کم مي کنيم؟! (و جامعه ها، تمدنها، و دانشمندان تدريجا از ميان مي روند.) و خداوند حکومت مي کند; و هيچ کس را ياراي جلوگيري يا رد احکام او نيست; و او سريع الحساب است! (۴۱) زمين در واقع چنان که قرآن مطرح کرده پيوسته در حال کم و کاسته شدن است.پيوسته گاز و گرما و انرژي از جو زمين خارج مي شود و به فضا مي رود، و رفته رفته از حجم و اندازه آن کاسته ميشود.طوريکه تخمين زده مي شود، زمين در آغاز پيدايش خود حجمي تقريبا۲۰۰۰ بار بزرگ تر از حجم کنوني خود داشته است. کروي بودن زمين : سوره اعراف آيه۱۳۷ : و مشرق ها و مغرب هاي پر برکت زمين را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار کرديم; و وعده نيک پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي که به خرج دادند، تحقق يافت; و آنچه فرعون و فرعونيان (از کاخ هاي مجلل) مي ساختند، و آنچه از باغ هاي داربست دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبيديم! (۱۳۷) اين تعبير تنها با کروي بودن زمين مي سازد، زيرا اگر فرض بگيريم که زمين مسطح است، در اين صورت يک مشرق و يک مغرب بيشتر نخواهد داشت ; اما اگر زمين را کروي فرض نمائيم، هر نقطه ايي از زمين براي نقاط شرقي آن، (غرب) خواهد بود و براي نقاط غربي آن، (شرق) خواهد بود. " ماژلان " در سال۱۵۱۹ با چند کشتي که " شارل پنجم " پادشاه اسپانيا در اختيارش قرار داده بود، از اسپانيا حرکت و در ماژلان در جنگ با بوميان جزاير مالزي کشته شد; ولي همراهان او به طرف مغرب حرکت کردند و پس از عبور از جنوب آفريقا اقيانوس اطلس رو به مغرب، و از جنوب آمريکا از تنگه اي به نام " اوست " گذشت و از اقيانوس آرام به جزاير فيليپين رسيد و خود را به اسپانيا رساندند و دوباره به همان نقطه اي که حرکت کرده بودند بازگشتند. اين کار سبب شد تا از نظر علمي نيز کروي بودن زمين ثابت شود .علاوه بر اين با دوربين هاي نجومي مشاهده شده است که سيارهاي منظومه شمسي نيز همه کروي هستند. زمين نيز يکي از آن سيارات است که خالق آن در قرآن به کروي بودن آن با اشاره به مشارق و مغارب خبر داده است. حرکت انتقالي زمين : سوره ملک آيه۱۵ : او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزيهاي خداوند بخوريد; و بازگشت و اجتماع همه به سوي اوست! (۱۵) زمين در طول سال يکبار به دور خورشيد مي گردد.که اين حرکت، حرکت انتقالي زمين ناميده مي شود و به کمک اثر دوپلر اثبات مي شود. همبستگي آسمان و زمين : سوره انبيا آيه۳۰ : آيا کافران نديدند که آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يکديگر باز کرديم; و هر چيز زنده اي را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمي آورند؟! (۳۰) ساختمان آفرينش از (گاز) تشکيل شده و سپس به (سديم) تقسيم گرديد و يکي از نتايج اين تقسيم منظومه شمسي ما مي باشد.يکي از بهترين دلائلي که مي رساند اين کرات همبستگي داشته اند، اين است که در خورشيد بيش از ۶۷ عنصر وجود دارد که عين آن عناصر در زمين نيز ديده مي شود. همچنين، عناصر سنگهاي آسماني که از آسمان داخل زمين مي شوند، همان عناصري است که ساختمان زمين را در بر گرفته است. خورشيد: سوره شمس آيه۱ : به خورشيد و گسترش نور آن سوگند، (۱) خورشيد ستاره اي است از ستارگان رشته اصلي که ۵ ميليارد سال از عمرش مي گذرد.اين ستاره کروي شکل بوده و عمدتا از گازهاي هيدروژن و هلوم تشکيل شده است. وسعت اين ستاره ۱/۴ ميليون کيلومتر (۸۷۰۰۰۰ مايل) است.جرم اين ستاره ۷ برابر جرم يک ستاره معمولي بوده و همچنين ۷۵۰ برابر جرم تمام سياراتي است که به دورش مي چرخند. ماه: سوره قمر آيه۱ : قيامت نزديک شد و ماه از هم شکافت! (۱) کره ماه که تنها قمر طبيعي زمين است، که پوشيده از سنگ بوده و قطرش يک چهارم قطر زمين مي باشد.کره ماه پوشيده از غبار بوده، آب و حيات در آن يافت نمي شوند. نور ماه : سوره يونس آيه۵ : او کسي است که خورشيد را روشنايي، و ماه را نور قرار داد; و براي آن منزلگاه هايي مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانيد; خداوند اين را جز بحق نيافريده; او آيات (خود را) براي گروهي که اهل دانشند، شرح مي دهد! (۵) ستاره شناسان به اين نتيجه رسيدند که تابش خورشيد از خود آن است ولي تابش ماه از خود آن نيست بلکه بازتاب تابش خورشيد است. منبع: Parsmaghale.blogfa.com
طبيعت در قرآن: قرآن كريم همواره از طبيعت و شناخت آن سخن ميگويد: از آسمان، زمين، خورشيد، ماه، ستارگان، از ابرهاي بارانزا و ابرهاي غير بارانزا، ريزش فراوان آب از آسمان، رويش گياهان، زيباييهاي نور، جلوههاي گوناگون رنگ و وزش باد. راستي چه وقتي ديدن طبيعت مفهوم ديگري پيدا ميكند و زيبايي وجذابي ديگر را فراهم ميسازد؟ در صورتي كه بدانيم در سراپرده طبيعت، دستي تدبير ميكند و براي اين نعمتها درجهت آسايش و رفاه انسان در كار است. قرآن كريم در آيات بسياري از تسخير طبيعت براي انسان توسط خدا خبر ميدهد مانند سوره ابراهيم /32 و 33، نحل /12 و 14، حج /65 و لقمان / 29، همچنين از رام كردن تمام آسمانها و زمين براي انسان خبر ميدهد: سوره لقمان /20 و جاثيه/12. اما مهم اين است كه بدانيم طبيعت چه اهميتي دارد و چه زيباييهايي ميآفريند و چگونه ميتوان از آن به گونهاي نيكو استفاده كرد و مهمتر اينكه بدانيم همه اين نعمتها نشانه خدا و با تدبير خدا هستند و هدفي براي آفرينش آنها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسي نعمت نكنيم و به ستم از آن استفاده ننماييم . به همين دليل، در برخي آيات قرآن آمده است كه سفر كنيد و در زمين بگرديد و بنگريد چگونه خداوند آفرينش را آغاز كرده؛ سپس باز او جهان ديگري را پديد ميآورد. خداست كه بر هرچيز تواناست ( عنكبوت/20). و در روايات رسيده است كه« سافروا تصحوا » سفر كنيد تا سالم باشيد ، زيرا گشت و گذار در طبيعت، ديدن منظرههاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملت ها ، گذشته ا زآنكه خداشناسي ما را تقويت ميكند و به شگفتيهاي آفرينش خدا آشنا ميسازد و فايدههاي بيشمار مادي و معنوي براي ما ارمغان ميآورد، آدمي را از افسردگي ميرهاند و به سلامتي جسم و روان ما كمك ميكند. اكنون براي اينكه ابعاد گوناگون طبيعت قرآن را نشان داده باشيم به آيات چند كه در وصف طبيعت آمده، اشاره ميكنيم: اهميت طبيعت در قرآن: در قرآن كريم بيش از 750 آيه اشاره به ظواهر طبيعت ميكند ابعاد گوناگون جلوهها و زيباييهاي آن را يادآور ميشود. در اغلب اين آيات، ما را توصيه به مطالعه كتاب طبيعت و پندآموزي آن ميكند. بيگمان، هدف اين آيات، طرح علوم طبيعي و بيان قوانين آن نيست، هر چند به نكاتي اشاره دارد كه پس از قرنها اهميت و حساسيت آن شناخته شده و خبر از اين حقيقت ميدهد كه گوينده آن در اتصال به مبدأ الهي و آفريننده جهان است. آفرينندهاي كه از همه چيز خبر دارد و با آگاهي آنها را پديد آورده و براي ما رام كرده است. قرآن كتاب هدايت است و منظور از ذكر اين شگفتيها تدبر در موجودات طبيعي و توجه به نشانههاي آن در اصل خلقت است. پيدايش حيات در زمين و اهميت آب: يكي از مسايلي كه همواره فكر بشررا به خود مشغول كرده، مساله حيات و چگونگي پيدايش آن در زمين است. در سير طبيعت ما به زندگي موجودات گوناگون برخورد ميكنيم و چگونگي حيات آنها براي ما شگفتانگيز است. قرآن كريم در چگونگي حيات آنها براي ما اشاره ميكند. مثلاً ميگويد: هرچيز زندهاي را از آب پديد آورديم ( انبياء/30) و يا به مناسبت آفرينش جهان ميگويد: اوست كه آسمانها و زمين را در شش دوره آفريده و قدرت استيلاي او بر آب بود ( هود /7). شگفتي طبيعت به تنوع وچگونگي موجودات است؛ موجوداتي كه از آب آفريده شدهاند، عدهاي بر روي شكم راه ميروند و پارهاي از آنها بر روي دو پا و برخي از آنها بر روي چهارپا . خدا هر چه بخواهد ميآفريند( نور/45). اهميت آب در طبيعت در قرآن جايگاه مهمي قرار دارد. در تعبيرات گوناگون به شكل توصيف درياها، رودخانهها، نهرها و ريزبارانها مطرح ميشود، اما آنچه در مرحله نخست جاي دارد و آن را مقدس ميكند اين است كه از آب پديد آمده وعرش خدا بر آب مستقر شده و در مرحله بعدي حيات انسان و سعادت و لذت زندگي هر جانداري در مجموع آفرينش، به آب وابسته است. قرآن در جايي، اين شگفتي و زيبايي و اهميت را چنين بيان ميكند: و اوست كه از آسمان، آبي فرود آورد، پس به وسيله آن از هرگونه گياه برآوريم. و از آن گياه جوانه سبزي خارج ساختيم كه از آن دانههاي متراكمي برميآوريم و از شكوفه درخت خرما خوشههايي است نزديك به هم . و نيز از آب باران باغهايي از انگور و زيتون و انار همانند و غيرهمانند بيرون آورديم. به ميوه آن چون ثمر دهد و به طرز رسيدنش بنگريد، بيگمان در اينها براي مردمي كه ايمان ميآورند نشانههاست.( انعام/99 ). زندگي دوباره طبيعت: يكي ديگر از نمايشهاي خدا درجهان كه قرآن از آن ياد ميكند، حيات دوباره طبيعت است، طبيعتي كه در فصل زمستان ميميرد و سبزي وشادابي خود را از دست ميدهد، اما در فصل بهار دوباره زنده شده وجان ديگر ميگيرد. قرآن اين رحمت الهي را با ريزش باران توصيف ميكند ( اعراف/57 ) يا در جاي ديگر ميگويد: خداوند بادها را ميفرستد كه ابرها را برانگيزند، آنگاه آن را به سوي سرزمين مرده ميرانيم تا زمين را پس از مرگش دوباره زنده كنيم. توصيف طبيعت و حيات دوباره آن يكي ا زنمونههاي ديگر شگفتيهاي طبيعت در قرآن است، اما جالب است بدانيم هدف اين توصيف مشهود، نشان دادن طبيعي حيات انسان پس ازمرگ است، به عبارت ديگر براي آن است كه چگونه پس از آنكه تمام جسم او پوسيد و متلاشي شد، دوباره زنده ميشود، همانگونه كه طبيعت زمين پس از پژمردگي و خزان ومرگ، دوباره حيات پيدا ميكند. طبقات آسمان: نمايشگاه ديگري از طبيعت ساكت، آرام و بيزبان كه در قرآن از آن سخن گفته ميشود، نمايشگاه آسمان، ماه و ستارگان و كهكشانها هستند. براي انسان فرصتهايي به دست ميآيد كه با تأمل به آسمان نگاه كند و از نگاه خود لذت ببرد. اين فرصت در شب در بيابانها كه نور شهرها كمتر وجود دارد و تلألؤ ميكند و تابلويي طبيعي و منظم از جهان آفرينش را به نمايش ميگذارد، بهتر فراهم ميشود . قرآن با تعبيرات گوناگون اين زيباييها را توصيف ميكند و مهمتر آنكه ما را به زاويههاي پنهان شگفتي جهان آفرينش رهنمون ميسازد: خدايي كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد. در آفرينش آن بخشايشگر، هيچگونه اختلاف و تفاوت نميبيني. باز بنگر آيا خلل و نقصاني ميبيني (ملك/3 ). در آيهاي ديگر به جزئيات ديگري از آسمان و شگفتيهايش اشاره ميكند. مگر نديدهايد كه چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفريده است و ماه را در ميان آنها روشناييبخش گردانيده و خورشيد را چون چراغي قرار داده است( نوح/15). ويژگيهاي زميني: قرآن بيشترين نكات را درباره زمين به عنوان بستر زندگي انسان مطرح كرده است. بيش از 450 آيه درباره زمين سخن ميگويد، اما مهمترين نكاتي كه به بحث ما مربوط ميشود، درباره امتيازات و امكانات زمين است. اينكه خداوند زمين را قابل روييدن آفريده تا بتوان از آن محصولي استخراج كرد (بقره/164،حجر/19)، بر اثر بارش باران و فرورفتن آن در زمين كه تبديل به چشمه هاي جوشان ميشود ( زمر/21)، زمين را كشيده و پهن آفريده است ( بقره/22، رعد/3)، زمين را گهواره قرار داده و راهها را در زمين ترسيم كرده است ( طه/53)، زمينه رستنيهاي گوناگون را فراهم ساخته ( همان) و اينكه ظاهر زمين خشكيده ديده ميشود ـ اما چون آب بر آن فرود برود به جنبش درميآيد و نمو ميكند و آمادگي هر نوع رستني در آن فراهم است ( حج/5 ) و دهها تعبير ديگري كه در توصيف زمين آمده و بيانگر ويژگيهاي زمين نسبت به ساير كرات ميباشد، اينها نمونههايي از توصيف طبيعت و زمين در قرآن به شمار ميروند. رنگها : از جمله موارد توصيف طبيعت در قرآن، توصيف رنگهاست. تنوعي كه حس كنجكاوي انسانها را بر ميانگيزد و به انسان گوشزد ميكند كه درباره علت پيدايش رنگها تأمل كند و از سوي ديگر نسبت به برخي از رنگها ميگويد: اين رنگ، براي بينندگان و تماشاگران ايجاد سرور ميكند( بقره/69). رنگ ها در طبيعت به دو بخش تقسيم ميشوند: رنگهايي كه حزنآورند و رنگهايي كه شاديآفرين هستند. قرآن به رنگهاي شاديبخش، اهميت ويژهاي ميدهد كه شگفتي همگان را برميانگيزد و انگيزهاي براي جلب توجه به وجود ميآورد مانند رنگ زرد، رنگ سبز و سفيد . مثلاً در اوصاف بهشتيان از رنگ سبز ياد ميكند كه بهشتيان بر پشتيهاي سبزرنگ تكيه زدهاند ( رحمن/76 ) يا از رنگ سفيد در توصيف نوشيدنيهاي اهل بهشت ياد ميكند: بيضاء لذة للشاربين. ( صافات/40 ) از تنوع رنگهاي ميوهها به عنوان يك نعمت ياد ميكند: آيا ندانستي كه خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد . ما بدان آب ميوههايي با رنگهاي گوناگون خارج ساختيم و نيز از كوهها راهها و رگههاي سفيد، سرخ و به رنگهاي مختلف و گاه به رنگ كاملاً سياه پديدار نموديم. ( فاطر/27 ) واقعاً اين پرسش مطرح است كه اگر تمام اين ميوهها با طعم ومزههاي مختلف به يك رنگ بودند، جاذبهاي براي خوردن وجود نداشت و از آن لذتي ايجاد نميشد. خداوند اين تنوع رنگها را در طبيعت يكي از نعمتهاي الهي ميداند. اين شيوه از توصيف در طبيعت نسبت به ابرها، بادها، كوهها، دشت و بيابانها و سبزيها نيز صادق است. به عنوان نمونه ميتوان به آيات زير مراجعه كرد: سوره نبا/14، اعراف/57، نازعات/32 و فاطر/27. جالب اينجاست كه يكي از محورهاي طبيعت، زمانها و مكانهاست. همانطور كه برخي از مكانها داراي زيبايي و جاذبه است، برخي مكانها در فرهنگ قرآن ارزشمند و مقدس و معنويت آفرين است مانند مسجدالاقصي، مسجدالحرام، كوه طور و محراب زكريا. همينطور از بعد معنوي برخي زمانها در طبيعت ارج و منزلتي خاص دارند و روحافزا هستند. اين زمانها، مانند مكانهاي لذتبخش، شادابي معنوي به ارمغان ميآورند و خداوند، رحمت و عنايت مخصوص در آن اوقات به انسانها دارد و به عنوان نمونه در قرآن از وقت سحر، صبحگاهان به عنوان زماني بس ارجمند ياد ميكند و ميفرمايد : در آن هنگام به عبادت و راز و نياز مشغول باشيد. كسي كه در اين زمان با خدا ارتباط پيدا كند از فرصتهاي ديگر بهتر و ارجمندتر است. زيرا اميد است كه پرودگار چنين شخصي را كه در اين ساعت بيدارميشود به عبادت و راز و نياز با خدا مشغول ميشود به مقامي ستوده برساند (اسراء/79 ). صبح و نسيم صبحگاهي يكي از بهترين اوقات طبيعت است كه براي ورزش و استشمام هواي آزاد استفاده ميشود، اما قرآن اين زمان را هم براي لذت معنوي و هم براي لذت مادي از بهترين فرصتها معرف ميكند. خوشا به حال آن انسانهايي كه به جاي خواب در اين زمان بيدارند و لذت بهرهگيري از صبح را به غفلت خواب جايگزين نميكنند. اهداف ذكر طبيعت : مهمترين نكته، جهتگيري ذكر طبيعت در قرآن است. انسانها بويژه مخاطبان قرآن،كم و بيش طبيعت را ميشناختند، اما آنچه لازم بود كه آنها بدانند، جهت و سراپرده طبيعت است. مثلاً قرآن بارها به اين جهت از طبيعت ياد ميكند تا اثبات مانع كند و از پيچيدگيها وشگفتيهاي طبيعت به عنوان مظاهر خلق خدا ياد كند. به عنوان نمونه: سوره انعام آيه1 و احقاف /1-3. البته گاهي در ابعاد دقيقتر زيباييهاي طبيعت بازگفته ميشود، مانند دلالت بر توحيد يا تنزيه خداوند ازداشتن فرزند ( انعام /100-101 ) يا داشتن نظم و پيوند. يا ذكر آنها توجه دادن به عظمت، قدرت، تدبير و رحمت و حكمت گستره علم الهي است.( زمر/7، فرقان/60-62، حج/61، انعام /63-64، نور/45). و جالبتر از همه اينها كه نشاندهنده تعادل و واقعگرايي قرآن ميباشد، تشويق به بهرهبرداري از طبيعت و استفاده از لذات حسي است ( انعام/142-144). به نظر من اين شيوه بيان از ويژگي در قرآن است كه به شكل معتدلي ما را در استفاده از طبيعت تشويق ميكند. به همين دليل در جايي قرآن در خطاب به پيامبر ميگويد: بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و نيز روزيهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو اين نعمتها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آوردهاند ( اعراف/32). نكته ديگر ذكر شگفتيهاي طبيعت در قرآن به اين جهت است كه از غرور و عجب و خودخواهي باز دارد و نور ايمان در دلها ايجاد شود. يا از رفتار گذشتهها عبرت بگيرد. گاهي قرآن با ذكر نمونهاي از طبيعت در جهت تربيت نفس و جلوگيري از غفلت او سخن ميگويد: مثلاً در آنجا كه از طوفان دريا و تلاطم كشتيها سخن ميگويد و اين حالت طبيعت را بيان ميكند از آن جهت كه انسان درحالت گشايش و وفور نعمت خدا را فراموش ميكند و به هنگام سختي و فشار به ياد پروردگار ميافتد؛ خدا اين حالت را در ضمن حادثهاي طبيعي ذكر ميكند: او كسي است كه شما را در خشكي و دريا ميگرداند، تا وقتي كه دركشتي و در حالت آرامش هستيد كه با بادي خوش در حركت است، افرادي در اين حالت آرامش هستيد كه با بادي خوش درحركت است، افرادي در اين حالت شاد هستند. ( و از ياد خدا غافل )، اما بناگاه بادي سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد يقين كنند كه در محاصره افتادهاند، در آن حال خدا را پاكدلانه ميخوانند كه اگر ما را از اين ورطه برهاني، قطعاً از سپاسگزارانيم ( يونس/22). اينها نمونههايي از اهداف ذكر طبيعت است، البته اهداف بسياري در ذكر طبيعت ميباشد كه به همين نمونهها بسنده شد، چنانكه مباحث ديگري در ذكر طبيعت مطرح است، مانند اسلوب قرآن در توصيف طبيعت، مقايسه ميان شيوه قران و شيوه كتابهاي مقدس، اعجاز علمي قرآن در بيان مسائل طبيعي و موضوعات ديگري كه هريك بحث مستقلي را ميطلبد. جلوه هاي طبيعت در قرآن: اِنَّ هذا القُرآن يَهدي لِلَّتي هِيَ اَقوَم1 همانا اين قرآن خلق را به استوارترين راهها هدايت مي كند . در قرآن كريم آيات بسياري در رابطه با خداشناسي از طريق علم وجود دارد خداوند مكرراً به اجزاي طبيعت اشاره مي كند و هر كدام را آيه و نشانه اي از وجود لايزال خود مي داند از بزرگترين جزء كائنات تا ريزترين ذره همه و همه را دلايل قابل توجهي مي داند براي كساني كه تعقل و تفكر در آيات الهي مي كنند : ...ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون، ... يعقلون، ... يسمعون، ... وبا عباراتي امري و پرسشي انسان را مورد خطاب قرار مي دهد و از او مي خواهد كه در آفاق و انفس تعمق و تفكر كند و همواره كساني را كه نسبت به آيات و نشانه هاي او بي توجهند شماتت مي كند و مي فرمايد : و كاَيّن من آيه في السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون چه بسيار نشانه و آيه كه در آسمانها و زمين وجود دارد ( انسانها ) از آن مي گذرند و ( بي توجه ) به آن پشت مي كنند . در كلامي ديگر مي فرمايد : « اگر آب دريا براي نوشتن كلمات پروردگار مركب شود ، پيش از آنكه كلمات الهي به آخر برسد دريا خشك خواهد شد هر چند دريايي ديگر ضميمه آن شود .» از طرفي دائماً سفارش به سير وسفر در زمين براي ديدن آثار وجود پروردگار مي كند : « آيا در روي زمين سير نمي كنند تا دلهاشان بينش و هوش يابد يا گوششان ( به پند و اندرزها ) شنوا گردد ... » و كساني را كه در خلقت زمين و آسمان و دگرگوني شب و روز تفكر مي كنند باصفت اولوالالباب مورد لطف قرار مي دهد . اكنون با تأسي به قرآن كريم و با استفاده از همان روش در باب خداشناسي علمي ، آن قسمت از آيات را كه مربوط به علم اقليم شناسي است مورد بحث قرار مي دهيم : آيات شريفه اي كه در اين مباحث مورد استفاده قرار مي گيرد در خصوص موارد زير عبارتند از : باد : اعراف / 57 ، نحل / 63 ، فرقان / 48 ، روم / 46 ـ 48 ، فاطر / 9 و 27 ، نمل / 63 ، فصلت / 16 رعد و برق : رعد / 12 ، روم / 24 ، نور / 43 ( انتهاي آيه ) ، فصلت / 13 و 17 . اشكال بارندگي ( باران ـ برف ـ تگرگ ) : نور/ 43 ، مومنون / 18 ، فرقان / 48 ، شوري / 28 ، زخرف / 11 ، زمر/ 21. اهميت چرخه آب : فرقان / 49 ، اعراف / 57 ، سجده / 27 ، زمر / 21 ، مومنون / 18 . چگونگي تشكيل باد: علت اصلي جريانهاي عمومي اتمسفر را بايد در تفاوت عظيم ترازنامه انرژي مناطق قطبي و منطقه حاره جستجو كرد . به عبارت ديگر موتور اين جريان را تفاوت انرژي اين مناطق به چرخش در مي آورد . اگر زمين به دور خود نمي چرخيد ، در اين شرايط هواي صعودي از منطقه حاره به صورت بادهاي آزئوستروفيك Ageostrphic ( نيروي منحرف كننده حاصل از گردش زمين به دور محور خودش ) از سطوح فوقاني به جهت دو قطب حركت مي كردند و پس از نزول ، دوباره به استوا برمي گشتند ، در نتيجه يك سيستم ساده از اين نوع بادها به وجود مي آمد ولي به سبب گردش زمين به دور خود ، جهت باد تغيير كرده و تقريباً حالتي موازي با مدارها به وجود مي آيد كه سيستم گردش عمومي اتمسفر را پيچيده و گوناگون مي كند كه هر كدام شكلها و جهتها و ويژگيهاي خاص خود را دارا هستند ، مانند بادهاي موسمي ، بادهاي غربي ، بادهاي قطبي و ... . اينجاست كه معجزه آيات حق آشكار شده و هر بيدار دلي را به تواضع و خضوع وا مي دارد زيرا كه مي فرمايد : هو الذي ارسل الرياح بشرا بين يدي رحمه اوست كه فرستاد بادهايي را كه بشارت دهنده رحمت پروردگارند . در اين آيه اشاره به « رياح» شده كه جمع « ريح » است و دليلي است بر وجود بادهاي گوناگون و هم چنين اشاره مي كند به بادها زيرا كه مي فرمايند : « بشرا بين يدي رحمته » اما نوعي ديگر از بادها كه مضر و تخريب كننده اند ؛ در قرآن با عبارت « ريح عاصف » و در كتب علمي با نام « توفان » با « توفنده » و در بعضي با عنوان « بادهاي وحشي » از آن ياد شده است . نحوه پيدايش اين پديده به اين صورت است كه اگر توده هواي مرطوب مجاور پهنه نسبتاً كوچكي از زمين گرم شود ، سبك شده و در مقابل هواي سرد اطراف رو به بالا مي رود . وقتي اختلاف دماي هواي گرم و سرد زياد شد ، علاوه بر اينكه اين حركت رو به بالا ، سريع مي شود ؛ به سبب هجوم هواي سرد اطراف ، هواي گرم نيز به شدت شروع به چرخيدن مي كند و در نتيجه توفان پيچنده پديد مي آيد . اين توفان معمولاً مخصوص آمريكاي شمالي و استراليا است و پيشگويي آن فوق العاده دشوار مي باشد . هوا در قسمت مركزي اين توفان به سرعت بالا مي رود و از مشخصات آن تشكيل ابر قيفي شكل است كه در توده اي از ابرهاي « كومولونيمبوس » تشكيل و به سوي زمين كشيده مي شود . اين قيف بالا و پايين مي رود و در جهات مختلف مي چرخد و هر جا به زمين برسد تقريباً همه چيز را ويران مي كند . قطر اين توفان از چند متر تا حدود 2 كيلومتر و سرعت چرخيدن آن 320 تا 480 كيلومتر در ساعت است و سرعت صعود آن در مركز ممكن است به 320 كيلومتر برسد . چون فشار هوا در مركز توفان پيچنده كم است از اين رو اگر به ساختماني برخورد كند فشار هواي درون ساختمان نسبت به خارج فزوني يافته و به انفجار ساختمانها منجر مي شود و اشياي سنگين را تا فاصله زياد پرتاب مي كند . خداوند در آياتي از قرآن كريم سرنوشت ملتهايي را بيان مي كند كه به دليل طغيان و كفرشان گرفتار اين طوفانها شده اند . سرانجام قوم نوح را چنين بيان مي فرمايد : « فاخذ هم الطوفان و هم ظالمون »5 به سبب ظلمشان گرفتار طوفان شدند . همچنين يكي از بلاهايي كه بر بني اسرائيل نازل شد طوفان بود : « فارسلنا عليهم الطوفان ... » و سوره يونس در قسمتي از آيه 22 حالت افرادي را بيان مي كند كه در دريا گرفتار طوفان شده اند: ... جائتها ريح عاصف و جاء هم الموج من كل مكان و ظنوا انهم واقع بهم تندبادي به سراغ آنها آمد و امواج از همه طرف آنها را محاصره كرد به طوري كه گمان كردند به وسيله امواج احاطه شده اند . فارسلنا عليهم ريحا صرصراً في ايام نحسات لنذيقهم عذاب الخزي في الحياه الدنيا ... پس فرستاديم بر آنها تندبادي را در روزهايي شوم تا بچشانيم عذاب و خواري را در دنيا. رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايند : اللهم اجعله لنا رياحاً و لاتجعله ريحاً . رعد و برق: مشاهدات نشان مي دهد كه رعد و برق فقط زماني رخ مي دهد كه توده هاي عظيمي از آب مايع و يخ به سطوحي با ميزان دماي تا 20 درجه سانتي گراد برخورد مي كند از اين رو به عنوان يك قاعده كلي توفانها فقط در ارتباط با هواي گرم و مرطوب و غير پايدار به ظهور مي رسند . ساختار هر توفان كامل رعد و برق ، سلولهاي متراكم جابجايي هستند كه ممكن است قطر سلولي از آن از يك تا چند كيلومتر باشد . اين توفانها در عرضها ، فصل و ساعات گرمتر دوره روزانه حاكمند . البته گرماي تنها براي توسعه رعد و برق كافي نيست بلكه ميزان قابل ملاحظه اي از رطوبت اتمسفري لازم است تا انرژي لازم كه به صورت گرماي نهان است را جهت نگهداري توفان تأمين كند . اين رطوبت بايد از 75 درصد متجاوز باشد . ميزان بارندگي در درون يك توفان رعد و برق مربوط به ترتيب سلولها و مراحل توسعه آنهاست و ميزان بارندگي در سطح زيرين مركز سلول توفاني بيشتر است و به طرف حواشي سلول ، ميزان آن كاهش مي يابد . گاهي شدت رعد و برق به حدي است كه به شدت ايجاد رعب و وحشت مي كند و عامل سيلهاي خانمان برانداز مي گردد . اينجاست كه خداوند مي فرمايد : هو الذي يريكم البرق خوفا و طمعا و ينشي السحاب الثقال اوست كه نشان مي دهد به شما برق را براي برانگيختن ترس و اميد ( در شما ) و اوست كه ايجاد مي كند ابرهاي باردار را . در رابطه با باردار شدن ابرها توسط باد ، آياتي وجود دارد كه همگي بر اين مطلب تصريح دارند : و ارسلنا الرياح لواقح فانزلنا من السماء ماء فاسقيناكموه ... و بادهاي باروركننده را فرستاديم و سپس باران را از آسمان فرود آورديم تا به آن آب شما و نباتات و حيوانات شما را سيراب گردانيم . ... حتي اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه ... تا آنگاه كه كم كند بار ابرهاي سنگين را . و اما توجيه علمي آن : هنگام تشكيل ذرات آب كه با هوا تماس دارند الكتريسته توليد مي شود . الكتريسيته يونهايي را كه در هوا وجود دارد جمع مي كند ( هوا در اثر اشعه خورشيد يونيزه مي شود ) هر قدر ذرات ريزتر باشند پتانسيل الكتريكي ابر كمتر خواهد بود . عمل القاء نيز در توليد الكتريسته موثر است مثلا ابري كه در نزديكي زمين قرار دارد طبقه زيرين ابر كه مجاور زمين است داراي بار مثبت و طرف مقابل داراي با منفي خواهد بود . اين ابر مي تواند ابرهاي خنثاي مجاور خود را باردار كند . بنابراين هنگامي كه دو جسم باردار به هم نزديك مي شوند ؛ در فاصله معيني بين آنها تخليه الكتريكي صورت مي گيرد تخليه الكتريكي بين دو ابر را برق و صداي ناشي از اين برخورد رعد نام دارد . تخليه الكتريكي بين ابر و زمين صاعقه نام دارد . صاعقه صرف نظر از اثرات زيانباري كه دارد از حيث تقويت و باروري خاك ، پديده هاي مفيدي هستند . بدين ترتيب كه صاعقه ، اَزُت موجود در جو را به صورت اكسيد با خود به سوي زمين مي آورد و به صورت كود همراه باران به خاك مي رساند . از اثرات زيانبار صاعقه ، سوزاندن مزارع ، ايجاد آتش سوزي و حتي در بعضي موارد برق گرفتگي انسانهاست . قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : « يكاد البرق يخطف ابصارهم » و در انتهاي آيه 43 سوره نور مي فرمايد : يكاد سنابرقه يذهب بالابصار نزديك است روشني برق ، روشني چشمها را از بين ببرد . اشكال بارندگي: باران آشناترين نوع نزولات آسماني است كه نتيجه مستقيم قطرات كوچك آب در ابرهاست كه در نتيجه به هم پيوستن ، رشد كرده و به اندازه اي مي رسند كه اثر شناوري هوا را خنثي مي كنند و بر زمين فرود مي آيند . قرآن كريم مي فرمايد : الم تر ان الله يجزي سحابا ثم يؤلف بينه ثم يجعله ركاما فتري الودق يخرج من خلاله ... آيا نديدي كه خداوند به حركت در آورد ابرها را سپس آنها را به هم پيوند داد سپس آنها را انبوه و متراكم نمود . سپس مي بيني كه قطرات باران از ميان ابر فروريزد . قطع نظر از اندازه قطرات در ابر، اندازه آنها تا رسيدن به زمين به دو عامل بستگي دارد : ◄ ميزان تبخير آب در هر قطره در هنگام فرود به زمين ◄ اثر اصطكاكي هوا در قطره كه اگر هوا آرام باشد اصطكاك محدود است ، باران خفيف به سختي به سطح زمين مي رسد و گاهي قبل از رسيدن به زمين تبخير مي شود كه به آن غبار مي گويند . برف: يكي ديگر از اشكال بارندگي است كه به سبب تراكم بخار آب بر ذرات ريز غبار موجود در جو تشكيل مي گردد . بدين گونه كه بخار آب بي آنكه مايع شود مستقيماً منجمد مي گردد به جهت اينكه درجه حرارت زيرنقطه انجماد است . تگرگ: تگرگ حاصل حركات قائم شديد قطرات باران است كه در توفان هاي رعد و برق مشاهده مي گردد . تگرگ از ابرهايي به نام « كومولونيمبوس » به وجود مي آيد . شكل ظاهري اين ابر به شكل برج عظيمي سر به آسمان كشيده تشكيل مي گردد . قاعده آن صاف و سطح فوقاني آن سنداني شكل است . نمو ارتفاعي در اين ابر فوق العاده است . به طوري كه ارتفاع قله آن تا حدود 6000 متر مي رسد . رنگ قسمت فوقاني متمايل به آبي و سطح زيرين آن تيره است . در موقع نزديك شدن اين ابرها فشار هوا افت ناگهاني پيدا مي كند و شدت باد در پايين ترين قسمت بسيار زياد است . ملاحظه مي شود اين ابرها از لحاظ ظاهري شباهت زيادي به كوه دارد به همين دليل يكي از دانشمندان روسي از اين ابرها با عبارت كوههاي ابري يا كوههاي برفي ياد كرده است . آيه شريفه ذيل مطلب فوق را كاملاً تأييد مي كند و مي فرمايد : ... و ينزل من السماء من جبال فيها من برد ... ... و از كوههاي آسمان تگرگ فرو بارد ... . چگونگي تشكيل تگرگ: تگرگ مركب از دانه هايي است كه مانند پوست پياز از چند لايه يخ شفاف و كدر تشكيل يافته و منحصراً در توفانهاي تندري سفت پديد مي آيد . باد در ساختمان تگرگ نقش اساسي دارد . بدين گونه كه توده هاي هواي ابر آلود توسط گرد بادهايي به سرعت به طرف بالا برده شده و سپس پايين مي آيد و دگر بار به بالا رانده مي شود . قسمت پايين چين ابري ممكن است از دانه هاي باران و قسمت بالاي آن از بلورهاي برف تشكيل يافته باشد دانه هاي باران با حركت گردباد به طرف بالا كه ناحيه اي سردتر است رانده مي شوند و در آنجا منجمد مي گردند و قشري از دانه هاي برف روي آن مي نشيند سپس پايين مي آيد و آب بيشتري روي آنها يخ مي بندد و بار ديگر كه بالا روند پوسته تازه اي از برف روي آنها كشيده مي شود و اين عمل تا زماني ادامه پيدا مي كند كه سنگيني دانه به حدي رسد كه ديگر نتواند بالا رود و به طرف زمين سرازير شود . قطر آنها به 5 تا 8 سانتيمتر هم مي رسد و در موارد استثنايي قطر آنها تا حدود 40 سانتي متر نيز ديده شده است . اهميت چرخه آب: آب در طبيعت دائماً در حال گردش است و پيوسته بين اقيانوسها ، هوا كره و خشكيها مبادله مي شود . سير گردش آب در طبيعت را اصطلاحاً چرخه آب شناسي يا به طور ساده چرخه آب مي خوانند . اين چرخه آغاز و پاياني ندارد و در آن فرآيندهاي بسياري به طور پيوسته روي مي دهد . انرژي خورشيد نيروي محركه چرخه آب را تشكيل مي دهد. آب اقيانوسها و خشكيها ، كه درمعرض تابشهاي خورشيدي قرار دارد ، به طور پيوسته تبخير مي شود . شدت تبخير از سطح اقيانوسها چنان است كه در هر 2650 سال يكبار تمام حجم آب اقيانوسها تبخير مي شود . بخار آب حاصل از تبخير آب اقيانوسها و خشكيها به هوا كره منتقل مي شود . بخارآب با بالارفتن در هوا كره و تغيير شرايط متراكم مي شود و به شكل باران و برف يا به طور كلي « بارش » به سطح زمين برمي گردد . هوا كره زمين همواره داراي مقداري بخار آب است . هوا كره در هر لحظه حدود 12900 ميليارد متر مكعب آب دارد . اگر همه آب موجود در اتمسفر به صورت باران به زمين بريزد پوششي به ضخامت حدود 25 ميلي متر دركل سطح كره زمين تشكيل مي دهد ( و ديگر منطقه خشكي نخواهيم داشت ) قرآن در اين زمينه مي فرمايد : و انزلنا من السماء ماء بقدر و ما نازل كرديم از آسمان آب را به اندازه اي معين قسمت عمده بارش در سطح اقيانوسها و قسمت كمتري بر روي خشكيها ريزش مي كند . از آنجا كه مقدار بارش در سطح خشكيها بيش از مقدار تبخير و در سطح اقيانوسها كمتر از مقدار تبخير است بنابراين براي جبران اين عدم تعادل ، آب بايد دائماً از خشكي به اقيانوس انتقال يابد . بارشي كه به سطح خشكيها مي رسد به اشكال مختلف در ميآيد . بخشي از بارش قبل از رسيدن به سطح خاك توسط شاخه و برگ گياهان نگهداري مي شود كه بخش بزرگي از اين آب سرانجام تبخير مي گردد . قرآن كريم مي فرمايد : و هو الذي انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شئ فاخرجنا منه خضراً نخرج منه حباً متراكباً ... اوست كه نازل كرد از آسمان باران را تا هر گياه را بدان برويانيم و سبزه ها و دانه هايي بر روي هم چيده شده پديد آوريم . بخشي از بارش ، موقتاً فرورفتگي ها و چاله هاي سطح زمين را پر مي كند كه اين آبها نيز بعداً يا تبخير مي شوند يا به زمين فرو مي روند . بخش مهمي از بارش نيز به زمين نفوذ مي كند و موقتاً در لايه هاي سطحي خاك نگهداري مي شود . قسمتي از اين آبهاي نفوذي بر اثر حركت مويينه آب به طرف بالا و رسيدن به سطح زمين تبخير مي شوند يا بر اثر « تعرق» به اتمسفر بر مي گردند . تعرق فرآيندي است كه طي آن رطوبتي كه توسط ريشه گياهان جذب مي شود ، پس از عبور از آوندهاي گياه از روزنه هاي سطح برگها خارج مي شود و به صورت بخار آب وارد هوا مي گردد . به مجموعه تلفات آب در يك منطقه كه بر اثر تعرق از گياهان و تبخير از خاك صورت مي گيرد به طور كلي « تبخير و تعرق » مي گويند . قسمت ديگري از آبهاي نفوذي به اعماق بيشتر نفوذ مي كند و به ذخاير آب زيرزميني مي پييوندد . آبهاي زيرزميني نيز با حركت آهسته خود در زيرزمين ممكن است سرانجام به صورت چشمه در سطح زمين ظاهر شوند ؛ وارد رودخانه ها گردند يا مستقيماً به درياها بپيوندند . بخشي از آبهاي زيرزميني نيز به راههاي مختلف از زيرزمين استخراج مي شوند . اين آيات شريفه مؤيد همين مطلب است . و انزلنا من السماء ماء بقدر فاسكناه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون و نازل كرديم از آسمان باران را به اندازه اي معين و آن را در زمين ساكن كرديم و ما بر نابود ساختن آن نيز قادريم . الم تر ان الم انزل من السماء ماء فسلكه ينابيع في الارض ... آيا نديدي كه همانا خداوند نازل كرد از آسمان آب را سپس پديد آورد چشمه هايي در زمين ... . اولم يرو انا نسوق الله الماء الي الارض الجرز فنخرج به زرعا تأكل منه انعامهم و انفسهم افلا يبصرون آيا نديديد كه ما آب باران را به سوي زمينهاي خشك وبي آب وگياه مي بريم تاحاصلي برويانيم كه مردم و چهار پايان از آن بخورند . آيا پس ديده ، بصيرت نمي گشاييد ؟ رازهاي شگفت انگيز طبيعت در قرآن: مرور زمان و اشراف بشر به لحاظ علمي بر برخي از رازهاي خلقت طي ساليان مختلف رازها و ابعاد مختلف اعجاز قران را بري بشر روشن کرده است. به گونه اي که بخش زيادي از ناشناخته ها و اسرار طبيعت که طي قرون اخير به مدد پيشرفت علم و تکنولوژي براي انسان روشن و کشف شده است ۱۴ قرن قبل در قران مجيد به آن اشاره و راز و اسرار عجايب خلقت گياهان، جانوران، کوهها، آب ها و اقيانوس ها، سيارگان و ستارگان و فضا براي بشر بيان شده است. همواره به بشر گفته شده است که در زمين گردش کنند و بر آنچه در آن خلق شده است بنگرند و بينديشند.دراين مطلب به بررسي بخش هايي از اعجاز قران در طبيعت شامل ترجمه آيات قران در باره هر پديده طبيعي به همراه توضيحات علم و يافته هاي علمي بشر در آن رابطه پرداخته شده است. باران: سوره نور آيه۴۳: آيا نديدي که خداوند ابرهايي را به آرامي مي راند، سپس ميان آنها پيوند مي دهد، و بعد آن را متراکم مي سازد؟! در اين حال، دانه هاي باران را مي بيني که از لابه لاي آن خارج مي شود; و از آسمان -از کوه هايي که در آن است (ابرهايي که همچون کوه ها انباشته شده اند)- دانه هاي تگرگ نازل مي کند، و هر کس را بخواهد بوسيله آن زيان مي رساند، و از هر کس بخواهد اين زيان را برطرف مي کند; نزديک است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! دانشمندان با مطالعه بر روي ابرها به اين نتيجه رسيدند که چگونگي بارش باران از ابرها داراي سيستم و مرا حل خاصي مي باشد. هواشناسان در مورد تشکيل ابر کومولونيمبوس مطالعه کرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بيابند.يافته ها نشان مي دهد که کومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي کند. ۱- ابتدا ابرها با نيروي باد به حرکت در مي آيند، قطعه هاي پراکنده و کوچک که کومولوس نام دارند با نيروي باد به يکديگر فشرده شده و در يک منطقه تجمع مي يابند و ابرهاي کومولونيموس را مي سازند. ۲- اتصال: ابرهاي کوچکتر به يکديگر متصل و ابرهاي بزرگتر را تشکيل مي دهند. ۳- تراکم و انبوه شدن: وقتي ابرهاي کوچکتر به هم مي پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي سازند در ابرهاي بزرگ حرکت و رشد عمودي به سمت بالا صورت گرفته که اين پديده در مرکز ابرها بيشتر از لبه ها و کناره هاي آن رخ مي دهد. ابرها بعد از اين رشد رو به بالا موجب کشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر (جو) که محل تشکيل قطره هاي آب و تگرگ است مي شود و قطره هاي آب و تگرگ، بزرگتر و سنگين تر شده و حرکت رو به بالاي آنها متوقف مي شود. به صورت قطره هاي باران و تگرگ فرود مي آيند به هم پيوستن تکه هاي کوچک و تشکيل ابرهاي بزرگ مي باشد و شروع بارندگي مي باشد. در مورد برف ها نيزهمه ابرها ذرات آب يا کريستال يخ را با خود حمل مي کنند، اما اين ذرات بسيار کوچکتر از آن هستند که به زمين ببارند. اگر ارتفاع ابرها بيشتر شود، هواي سردتر، باعث فشرده تر شدن بخارآب مي شود، و اين ممکن است براي شکل دادن باران، تگرگ يا برف مناسب باشد. تناسب باران : سوره زخرف آيه ۱۱ :همان کسي که از آسمان آبي فرستاد بمقدار معين، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم; همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مي سازند! (۱۱) بر اساس تحقيقاتي که دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که مقدار قطراتي که از زمين بخار مي شودن در حدود ۱۶ ميليون تن مي باشد و به همين ميزانآب ازآسمان فرود ميآيد. باد: سوره حجر آيه۲۲ : ما بادها را براي بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم; و از آسمان آبي نازل کرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم; در حالي که شما توانايي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد! (۲۲) بادها با وزش خود روي اقيانوس ها باعث حرکت قطرات اب و بعد از مدتي به وجود امدن موج مي شوند. سپس اين موجها سب پخش شدن ذرات اب در هوا مي شوند و باد آنها را به سمت بالا انتقال مي دهد که از اولين مراحل بارش باران مي باشد.يکي ديگر از وظايف بادها انجام عمل لقاح مي باشد. آبها و اقيانوس ها ديوار مانع ميان دو دريا: سوره نمل آيه۶۱ : يا کسي که زمين را مستقر و آرام قرار داد، و ميان آن نهرهايي روان ساخت، و براي آن کوه هاي ثابت و پابرجا ايجاد کرد، و ميان دو دريا مانعي قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند; با اين حال) آيا معبودي با خداست؟! نه، بلکه بيشتر آنان نمي دانند (و جاهلند)! (۶۱) موج هاي بزرگ و جريان هاي قوي در دريا مديترانه و اقيانوس اطلس وجود دارد. مديترانه از طريق جبل الطارق وارد اتلانتيس مي شود. ميان اين دو در اعماق چند صد متري ديوار وجود دارد. در طرفين اين مانع هريي از درياها دما و شوري و غلظت و شرايط زيستي خاص خود را دارد.مثلا آب درياي مديترانه در مقايسه با اقيانوس اطلس: گرم، شور، و کم غلظت تر است. وقتي آب درياي مديترانه از بالاي ديوار ميان خود و اقيانوس اطلس، با گرما و شوري و غلظت کم و خصوصيات ويژه خود چند صد متر به اعماق مي رود. آب درياي مديترانه در آن عمق تعادل و توازان ايجاد مي کند.و از بالا برمي گردد.اين دو دريا در همين مرز با هم قاطي ميشوند و فراتر از مرز خود نمي روند.که اين امر به خاطر تغيير غلظت کشش سطحي از قاطي شده اند جلوگيري مي کند. کوهها: سوره انبيا آيه۳۱ : و در زمين، کوه هاي ثابت و پابرجايي قرار داديم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، دره ها و راه هايي قرار داديم تا هدايت شوند! (۳۱) دانشمندان به اين نتيجه رسيده ان که ريشه کوهها برروي سطح زمين نمي باشد بلکه در زير زمين مي باشد مثلا کوه اورست ارتفاع قله ان در حدود ۹ کيلومتر از زمين مي باشد و ريشه ان طولي در حدود ۱۲۵کيلومتر دارد.کوهها بر اثر حرکت و تصادم تکه هاي بزرگ پوسته زمين به وجود مي ايند. و قتي دو لايه با هم برخورد مي کنند لايه قوي تر در زير ان يکي قرار مي گيرد و از لايه بالاي کوه ئشکل مي گيرد. زلزله و خروج مواد مذاب : سوره زلزله آيه ۱و۲: هنگامي که زمين شديدا به لرزه درآيد، (۱) و زمين بارهاي سنگينش را خارج سازد!(۲) فوران هاي آتشفشاني معمولا براساسي شکل دهانه اي که از آن فوران صورت مي گيرد، محل قرارگيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط اتشفشان و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد-انفجاري يا غير انفجاري) طبقه بندي مي شوند. گدازه هاي اسيدي به علت درصدSio۲ بالا و درجه حرارت نسبتا پايين داراي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين بوده و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي مي باشد.اما در گدازه هاي باريک به علت درصدSio۲پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مي يابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام مي شود. سياهچاله فضايي: سوره نجم آيه۱ :سوگند به ستاره وقتي که از بالا به گودال فرو مي افتد (يا فرو مي ريزد)(۱) طبق اختر فيزيک نظري جديد ممکن است سياهچاله ها مرحله پاياني زندگي ستاره ها باشند.مادامي که يک منبع انرژي در ناحيه مرکزي ستاره فعاليت مي نمايد، درجات حرارت بالا باعث انبساط گاز و جدا شدن لايه هاي بالايي آن مي شود. در عين حال، نيروي گرانشي عظيم ستاره اين لايه ها را بسوي مرکز مي کشاند.پس از آنکه سوخت تامين کننده واکنش هاي هسته اي به مصرف رسيد، درجه حرارت در ناحيه مرکزي ستاره به تدريج پايين ميآيد. در اين مرحله تعادل ستاره به هم مي خورد و ستاره تحت تاثير نيروي گرانشي خود منقبض مي گردد، تکامل و تغيير بيشتر آن به جرمش بستگي دارد. ستاره: سوره طارق آيه۷ : همان ستاره درخشان و شکافنده تاريکيهاست! (۳) ستارگان اجرامي هستند آسماني که داراي منبع انرژي بوده (به سه صورت انرژي گرانش، حرارتي وهسته اي) و اين انرژي را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطيس خرج مي کنند. ستون هاي منظومه شمسي : سوره رعد آيه۲ : خدا همان کسي است که آسمانها را، بدون ستونهايي که براي شما ديدني باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در کف قدرت گرفت); و خورشيد و ماه را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معيني حرکت دارند! کارها را او تدبير مي کند; آيات را (براي شما) تشريح مي نمايد; شايد به لقاي پروردگارتان يقين پيدا کنيد! (۲) سيارات منظومه شمسي نيروي جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهاي از موج تصور مي کند و به شکل ستون آنرا رسم مي کند با هم نگهداشته شده اند. تعداد سيارات منظومه شمسي : سوره يوسف آيه۴ : (به خاطر بياور) هنگامي را که يوسف به پدرش گفت: "پدرم! من در خواب ديدم که يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي کنند!" (۴) بنابر يافته ستاره شناسان تعداد سيارات ۱۱ مي باشد: سياره ماه، سياره عطارد، سياره زهره، سياره زمين، سياره مريخ، سياره مشتري، سياره زحل، سياره اورانوس، سياره نپتون، سياره پلوتون، سياره سدنا. شب و روز : سوره نور آيه۴۴ : خداوند شب و روز را دگرگون مي سازد; در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت! (۴۴) خورشيد هر روز از مشرق طلوع ميکند و به آرامي بالا مي ايد. مسير حرکت آن دراسمان به شکل يک نيم دايره است.پس از پيمودن اين مسير، درافق فرو مي رود.و شب آغاز مي شود. زندگي انسان، جانوران و گياهان تحت تاثير گردش شب و روز است.در زمانهاي قديم، مردم عقيده داشتند که خورشيد واقعا در آسمان حرکت مي کند و شب و روز به وجود مي آورد. مثلا مصريان بر اين باور بودند که خداي خورشيد به نام "رع" ارابه آتشين خود را هر روز در آسمانها مي راند.امروزه مي دانيم که اين خورشيد نيست که حرکت مي کند بلکه سياره ما زمين، از غرب به شرق مي چرخد.ما در اثر چرخش زمين تصور مي کنيم که خورشيد در آسمان حرکت مي کند. زمين: لايه هاي زمين: سوره طلاق آيه۱۲ : خداوند همان کسي است که هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را; فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مي آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينکه علم او به همه چيز احاطه دارد! (۱۲) اين لايه ها ۷ عدد مي باشند که عبارتند از: تروپوسفر پايينترين لايه اتمسفر است که خود از لايه هاي کوچکتري تشکيل شده است.لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود۲۳ کيلومتر است. مزوسفردر بالاي لايه گرم ازن قرار دارد که دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ۰/۳ سانتيگراد به ازاي هر ۱۰۰ متر کاهش مي يابد.يونسفر از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي۱۰۰۰ کيلومتري اتمسفر زمين قرار دارد .اگزوسفر شرايط موجود در يونسفر در اين لايه نيز حاکم است. ماگنتسفر منطقه شبه تله اي که در آنجا خطوط نيرو روي زمين در طرف خورشيد بسته مي شوند و خطوط نيرو در طرف شب بازند. پوشش هواي محافظ زمين : سوره انبيا آيه۳۲ : و آسمان را سقف محفوظي قرار داديم; ولي آنها از آيات آن روي گردانند.(۳۲) گرد زمين را پوشش هوايي ضخيمي فرا گرفته،که عمق آن به ۳۵۰ کيلومترمي رسد.هوا از گازهاي «نيتروژن "-به نسبت ۷۸/۰۳ درصد و«اکسيژن "به نسبت۹۹ ۲۰/ درصد و اکسيد کربن به نسبت ۰/۰۴درصد و بخار آب و گازهاي ديگر به نسبت ۰/۹۴ درصد ترکيب يافته است. اين پوشش هوايي با اين حجم ضخيم و بااين نسبت هاي گازي فراهم شده در آن،هم چون سپري آسيب ناپذير،زمين را دربر گرفته و آن را از گزند سنگ هاي آسماني که به حد وفور (۵۲) به سوي زمين مي آيند و ازهمه اطراف،تهديدي هولناک براي ساکنان زمين به شمار مي روند،حفظ کرده زندگي را بر ايشان امکان پذير مي سازد. تغيير ابعاد زمين : سوره رعد آيه۴۱ : " آيا نديدند که ما پيوسته به سراغ زمين مي آييم و از اطراف (و جوانب) آن کم مي کنيم؟! (و جامعه ها، تمدنها، و دانشمندان تدريجا از ميان مي روند.) و خداوند حکومت مي کند; و هيچ کس را ياراي جلوگيري يا رد احکام او نيست; و او سريع الحساب است! (۴۱) زمين در واقع چنان که قرآن مطرح کرده پيوسته در حال کم و کاسته شدن است.پيوسته گاز و گرما و انرژي از جو زمين خارج مي شود و به فضا مي رود، و رفته رفته از حجم و اندازه آن کاسته ميشود.طوريکه تخمين زده مي شود، زمين در آغاز پيدايش خود حجمي تقريبا۲۰۰۰ بار بزرگ تر از حجم کنوني خود داشته است. کروي بودن زمين : سوره اعراف آيه۱۳۷ : و مشرق ها و مغرب هاي پر برکت زمين را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار کرديم; و وعده نيک پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي که به خرج دادند، تحقق يافت; و آنچه فرعون و فرعونيان (از کاخ هاي مجلل) مي ساختند، و آنچه از باغ هاي داربست دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبيديم! (۱۳۷) اين تعبير تنها با کروي بودن زمين مي سازد، زيرا اگر فرض بگيريم که زمين مسطح است، در اين صورت يک مشرق و يک مغرب بيشتر نخواهد داشت ; اما اگر زمين را کروي فرض نمائيم، هر نقطه ايي از زمين براي نقاط شرقي آن، (غرب) خواهد بود و براي نقاط غربي آن، (شرق) خواهد بود. " ماژلان " در سال۱۵۱۹ با چند کشتي که " شارل پنجم " پادشاه اسپانيا در اختيارش قرار داده بود، از اسپانيا حرکت و در ماژلان در جنگ با بوميان جزاير مالزي کشته شد; ولي همراهان او به طرف مغرب حرکت کردند و پس از عبور از جنوب آفريقا اقيانوس اطلس رو به مغرب، و از جنوب آمريکا از تنگه اي به نام " اوست " گذشت و از اقيانوس آرام به جزاير فيليپين رسيد و خود را به اسپانيا رساندند و دوباره به همان نقطه اي که حرکت کرده بودند بازگشتند. اين کار سبب شد تا از نظر علمي نيز کروي بودن زمين ثابت شود .علاوه بر اين با دوربين هاي نجومي مشاهده شده است که سيارهاي منظومه شمسي نيز همه کروي هستند. زمين نيز يکي از آن سيارات است که خالق آن در قرآن به کروي بودن آن با اشاره به مشارق و مغارب خبر داده است. حرکت انتقالي زمين : سوره ملک آيه۱۵ : او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزيهاي خداوند بخوريد; و بازگشت و اجتماع همه به سوي اوست! (۱۵) زمين در طول سال يکبار به دور خورشيد مي گردد.که اين حرکت، حرکت انتقالي زمين ناميده مي شود و به کمک اثر دوپلر اثبات مي شود. همبستگي آسمان و زمين : سوره انبيا آيه۳۰ : آيا کافران نديدند که آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يکديگر باز کرديم; و هر چيز زنده اي را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمي آورند؟! (۳۰) ساختمان آفرينش از (گاز) تشکيل شده و سپس به (سديم) تقسيم گرديد و يکي از نتايج اين تقسيم منظومه شمسي ما مي باشد.يکي از بهترين دلائلي که مي رساند اين کرات همبستگي داشته اند، اين است که در خورشيد بيش از ۶۷ عنصر وجود دارد که عين آن عناصر در زمين نيز ديده مي شود. همچنين، عناصر سنگهاي آسماني که از آسمان داخل زمين مي شوند، همان عناصري است که ساختمان زمين را در بر گرفته است. خورشيد: سوره شمس آيه۱ : به خورشيد و گسترش نور آن سوگند، (۱) خورشيد ستاره اي است از ستارگان رشته اصلي که ۵ ميليارد سال از عمرش مي گذرد.اين ستاره کروي شکل بوده و عمدتا از گازهاي هيدروژن و هلوم تشکيل شده است. وسعت اين ستاره ۱/۴ ميليون کيلومتر (۸۷۰۰۰۰ مايل) است.جرم اين ستاره ۷ برابر جرم يک ستاره معمولي بوده و همچنين ۷۵۰ برابر جرم تمام سياراتي است که به دورش مي چرخند. ماه: سوره قمر آيه۱ : قيامت نزديک شد و ماه از هم شکافت! (۱) کره ماه که تنها قمر طبيعي زمين است، که پوشيده از سنگ بوده و قطرش يک چهارم قطر زمين مي باشد.کره ماه پوشيده از غبار بوده، آب و حيات در آن يافت نمي شوند. نور ماه : سوره يونس آيه۵ : او کسي است که خورشيد را روشنايي، و ماه را نور قرار داد; و براي آن منزلگاه هايي مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانيد; خداوند اين را جز بحق نيافريده; او آيات (خود را) براي گروهي که اهل دانشند، شرح مي دهد! (۵) ستاره شناسان به اين نتيجه رسيدند که تابش خورشيد از خود آن است ولي تابش ماه از خود آن نيست بلکه بازتاب تابش خورشيد است. منبع: Parsmaghale.blogfa.com
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ ساعت 18:19 توسط محسن
|